13 - حافظ شهاب الدين ابن حجر هيثمى متوفى 954 در الصواعق 105 .
14 - حافظ ابو عبد اللَّه زرقانى مالكى متوفى 1122 در شرح المواهب 3 / 202 .
15 - حافظ ابو العرفان الصّبان متوفى 1206 در اسعاف الراغبين 171 و گويد :
طبرانى و ديگران به اسناد حسن آن را روايت كردهاند .
16 - حافظ بدخشى صاحب مفتاح النجاة فى « نزل الابرار : 47 .
21 - گويد : حديث پيامبر خدا ( ص ) دربارهء على :
هذا فاروق امّتى يفرق بين اهل الحقّ و الباطل
و گفتار عبد اللَّه بن عمر : ما در عهد پيامبر ( ص ) منافقان را جز از راه دشمنى با على نميشناختيم ، حديث شناسان ترديدى ندارند كه اين هر دو حديث ساختگى و دروغى است كه بر پيامبر ( ص ) بستهاند ، هيچكدام از اين دو حديث در كتب علمى مورد اعتماد نيست و هيچكدام اسناد معروفى ندارد . ( 2 / 179 منهاج السنه ) .
پاسخ - جامعترين سخنى كه با اين مرد غافل قابل تطبيق است ، سخنى است كه دربارهء ديگرى قبل از ابن تيميه گفته شده :
اعطى مقولا و لم يعط معقولا
( قدرت سخن به او داده شده ولى نه قدرت تعقل ) مىبينم در مباحث كتابش سخن ميگويد ولى درك و عقل در گفتارش نيست ، گفتارى را ردّ مىكند كه روى آن بحثى صورت نگرفته و كسى مدعى آن نشده است ، در اين جا آية اللَّه علامه حلى از عبد اللَّه بن عمر روايتى نقل كرده كه گويد : ، ما منافقان را نميشناختيم . . .
ابن تيميه مىگويد اين حديث را به پيغمبر ( ص ) دروغ بستهاند و متوجه نيست كه راوى ، آن را به پيغمبر ( ص ) نسبت نداده است و حق مقام اين بود كه نسبت آن را به عبد اللَّه بن عمر نفى كند از اين گذشته عبد اللَّه بن عمر در اين سخن تنها نيست ، اين امر مورد اتفاق گروهى از صحابه است از قبيل :
1 - ابوذر غفارى كه گويد : منافقان را در دورهء پيغمبر ما باسه علامت مى -