تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گواه اين اتفّاق ، اينكه هر كس از متكلمان در صدد بر آمده ايرادى بر حديث وارد سازد ، ايراد خود را تنها از طريق دلالت ، بدون كمترين اشاره اى به سند حديث وارد ساخته . بعضى از اهل علم حديث را به عموم مفسّران نسبت داده با انتقاد در دلالت همراه ساخته‌اند . اين خود دليل واضحى است كه مفسّران و متكلمان و فقها در صدور حديث ، اتفاق دارند . اضافه بر اين ، حافظان و حملهء حديث در كتابهاى خود آن را نقل كرده و آن را پذيرفته‌اند و برخى صريحا به صحتش اعتراف كرده‌اند . حالا بنگريد ارزش اجماع اين تيميه تا چه ميزان است و اينا كه اجماع كرده‌اند در روى زمين چه جائى را گرفته‌اند ؟ شما خود داورى قاطع را به عهده بگيريد . در اينجا اسماء گروهى كه حديث را نقل كرده صحتش را پذيرفته‌اند نقل مىكنيم : 1 - قاضى « ابو عبد اللَّه محمّد بن عمر مدنى واقدى » متوفى 207 بر طبق آنچه در « ذخائر العقبى 102 » آمده است . 2 - حافظ « ابو بكر عبد الرزاق صنعانى » متوفى 211 به نقل تفسير ابن كثير 2 ر 71 و ديگران از عبد الوهاب بن مجاهد از مجاهد از ابن عباس . 3 - حافظ « ابو الحسن عثمان بن بى شيبه » كوفى متوفى 239 در تفسيرش . 4 - « ابو جعفر اسكافى معتزلى » متوفى 240 در رساله اى كه در ردّ جاحظ نوشته . 5 - حافظ « عبد بن حميد الكشى ابو محمّد » متوفى 249 در تفسيرش كه « در المنثور » نقل كرده . 6 - « ابو سعيد اشجّ » كوفى متوفى 257 در تفسيرش از ابى نعيم فضل بن دكين از موسى بن قيس حضرمى از سلمة بن كهيل ، و طريق
الغدير ( فارسي ) — صفحة 265 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)