كيفر دادن ابو بكر و عمر .
اين سه نسبت را در 2 ر 145 كتاب خود باز تكرار كرده است .
6 - مىگويد : گاهى نامشان را به زير پاهاشان مىنويسند ، تا جائى كه يكى از حكام پاى مردى را كه چنين كرده بود ، مىزد و مىگفت : من ابا بكر و عمر را زدم و پيوسته آنها را مىزنم تا نابودشان كنم .
7 - و بعضى از آنان سگهاى خود را به نام ابى بكر و عمر ناميده ، آنها را لعن مىكنند 1 ر 11 .
پاسخ - ما در كتابمان پرهيز مىكرديم كه صفحاتش را به چيزهائى كه ابن تيميه جبين كتابش را بدانها آلوده كرده است ، موهون و آلوده سازيم . چيزهائى كه نه تنها صفحات كتابش بلكه صفحات تاريخ زندگانىاش ، و تاريخ قومش همه را سياه كرده است . ولى از آنجا كه من ترسيدم بر مردمى ساده لوح اين مطالب پوشيده بماند ، ترجيح دادم آنها را نقل كنم ، و در تعقيب آن بگويم امثال اين موهومات كه خارج از بحثهاى علمى و گفتگوى دانشمندان است ، تنها نسبتهائى است كه مردم دون و اراذل كوچه و بازار به هم مىدهند و شايد در بين آنها كسانى باشند كه از آوردن اين نامها بر جبههء انسانيت خود شرم آرند ، زيرا اين گونه بافندگيها چيزى جز تهمت نيست كه براى وجود خارجىاش جائى جز در اوهام و خيالات ابن تيميه نمىتوان پيدا كرد .
او اين لقبهاى دروغين را از خود مىسازد ، و در به هم انداختن اين دروغهاى محض ، تعمّد دارد . آنگاه آمده فحش و ناسزا مىگويد ، تكفير مىكند ، و نسبت به شيعه رذالت نشان مىدهد ، او نه تنها آداب دينى را رعايت نمىكند بلكه رسم علم و ادب تأليف ، و امانت در نقل و عفت قلم و بيان را هم نمىفهمد .
خواننده نبايد گمان برد ، اين نسبتهاى دروغين به قرون گذشته مربوط بوده ، و ناشى از جهل و نادانى مردم ، نسبت به عقائد و مذاهب اسلامى است كه عامل
الغدير ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٦