تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و دشمنى عدد ، علامت گذارى نمىكند ، هر چند معدودش را دوست يا دشمن دارد . و گردش دنيا از احدى از آنان دربارهء نام عدد ده ، به عنوان نه و يك نشنيده است . از اينهمه نادانى به خدا پناه مىبريم . 2 - گويد : از نادانيهايشان ( يعنى شيعه ) اينكه براى امام منتظرشان چند محل قرار داده ، در آنجاها انتظار او را مىكشند مانند سردابى كه در سامراء است و گمان مىكنند ، او در آنجا غائب گرديده و چند جاى ديگر . و گاهى در آنجا حيوانى ( استر يا اسب يا حيوان ديگر ) نگه ميدارند تا وقتى بيرون آمد ، سوار شود . و در آنجا كسى را مىگمارند تا در ساعات روز يا اوقات ديگر او را بخارج شدن ندا دهد و بگويد يا مولانا اخرج : « اى مولاى ما بيرون شو » ، و شمشير را بدون اينكه كسى در مقابلشان باشد از غلاف بيرون مىكشند و سلاح بر مىدارند ، در بين شيعه كسانى هستند كه دائما به خدمتش ايستاده حتى نماز نمىخوانند تا مبادا منتظر آنها خروج كند و او در نماز باشد و نماز ، او را از خروج و اداى وظيفهء خدمتش ، باز دارد ، و آنان در جاهاى دور از محل ظهورش مانند مدينهء پيغمبر ( ص ) ، چه در ده روزه أواخر ماه رمضان ، يا در وقت ديگر رو به سمت مشرق ايستاده ، و با صداى بلند ، خروج او را مىخواهند . 3 - از حماقتهاى آنان : برّه اى را نگهدارى كرده و گاهى آن را به رنگ قرمز ، رنگ آميزى مىكنند زيرا عايشه را حميرا مىناميدند ( و حميرا از احمر يعنى قرمز گرفته شده ) و آن را عايشه فرض كرده حيوان را با كندن مو و آزارهاى ديگر ، شكنجه مىدهند ، تا بدين وسيله عايشه را كيفر داده باشند . 4 - و ديگر پوستى را پر از روغن مىكنند آنگاه شكم پوست را شكافته روغن از آن گرفته مىخورند و مىگويند اين بجاى زدن عمر و نوشيدن خون اوست . 5 - و از اين قبيل است نامگزارى برخى از آنها دو الاغ از الاغهاى آسيا را يكى به نام ابابكر و ديگرى را به نام عمر ، آنگاه كيفر دادن دو الاغ به جاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 255 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)