تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
سيوطى گويد :
و من غريب ما تراه فاعلمى فيه حديث من صحيح مسلم
« بدانكه از شگفتىهائى كه در آن كتاب ( موضوعات ابن جوزى ) مىبينى يك حديث از صحيح مسلم است ( كه جزو مجعولات شمرده شده ) » آنگاه كلام قسطلانى را در « المواهب اللدنية » و گوشه اى از گفتار زرقانى در شرح آن را ذكر كرده و قصهء ابى منصور واعظ و شعر او را آورده سپس ابن حجر عدم تنافى بين اين حديث و حديث « لم تحبس الشمس على احد الا ليوشع بن نون » . . . را مبنى بر اينكه حبس خورشيد براى يوشع قبل از غروب و براى على بعد از غروب بوده است ، متذكر شده آنگاه گويد : مىگويند علم نجوم در گذشته بر حسب موازين بود از روزى كه سير خورشيد براى يوشع بن نون متوقف شد ، اكثر موازين آن باطل گرديد و چون براى على ( رضى اللَّه عنه ) باز گشت تمام آن موازين باطل شد . 43 - سيد « محمّد مؤمن شبلنجى » در « نور الابصار » 28 ردّ الشمس را رديف معجزات پيامبر ( ص ) نام برده است .

متن حديث

: از « اسماء بنت عميس » نقل شده كه پيغمبر خدا ( ص ) نماز ظهر را در « صهباء » از اراضى خيبر گذارد آنگاه على را به سوى كارى فرستاد ، وقتى على از آن كار باز گشت ، پيغمبر نماز عصر را گزارده بود . سر خود را در دامن على نهاد و تا غروب خورشيد آن را تكان نداد . از آن پس پيغمبر خدا ( ص ) گفت : اللَّهمّ انّ عبدك عليا احتبس نفسه على نبيّه فردّ عليه شرقها . بار پروردگارا بندهء تو على براى پيامبرش ، خويشتن دارى كرد ، تو هم فروغ خورشيد را بر او بازگردان ! اسماء گويد : ناگاه خورشيد طالع شد تا جائى كه آفتاب بر فراز كوهها ، بر آمد . على برخاست وضو ساخت ، و نماز عصر گزارد ، آنگاه خورشيد غروب كرد .