در « نزل الابرار » گويد : گروهى از پيشوايان حفّاظ ، مانند طحاوى ، قاضى عياض ، و ديگران صريحا صحت حديث ردّ الشمس را اعتراف كردهاند . طحاوى گويد : اين حديث قطعى است ، و راويانش مورد وثوقند . و پس از نقل كلام طحاوى حكايت ابى منصور مظفر واعظ را آورده و گويد حافظ سيوطى يك مجلد كتاب خود را به طرق حديث و خصوصيات آن ، اختصاص داده است .
40 - شيخ « محمّد الصبّان » متوفى 1206 كه احوالش در 1 ر 232 اين كتاب ملاحظه كرديد ، حديث را در اسعاف الراغبين ص 62 ذكر كرده و آن را يكى از معجزات پيامبر ( ص ) شمرده و در 162 آن كتاب يكى از كرامات امير المؤمنين ( ع ) دانسته و گويد : طحاوى و قاضى در « الشفاء » صحت حديث را تأييد كردهاند و شيخ الاسلام ابو زرعه و به پيروى از او ديگران ، آن را حسن دانستهاند و بر گروهى كه آن را مجعول مىدانند ، ايراد گرفته است . و گويد اين پندار كه با گذشتن وقت بر اثر غروب آفتاب چه سودى بر باز گشت آن مترتب است ، مورد قبول نيست ، زيرا همراه با باز گشت خورشيد به قول ابن عماد و ديگران ، وقت نيز باز مىگردد هر چند كلام زركشى اقتضاى خلافش را دارد و به فرض عدم باز گشت وقت گوئيم :
همانطور كه باز گرداندن خورشيد امتياز است ادراك أداى نماز عصر نيز امتياز است .
41 - شيخ « محمّد امين بن عمر » مشهور به « ابن عابدين » دمشقى پيشواى حنفيان زمانش متوفى 1252 در حاشيه اش ( 1 ) ج 1 ر 251 بعد از اين عبارت متن :
لو غربت الشّمس ثمّ عادت هل يعود الوقت ، الظاهر نعم . . .
« اگر خورشيد غروب كرد و دوباره بازگشت آيا وقت هم باز مىگردد ؟
ظاهر چنين است « در اينجا صاحب النهر بحثى دارد مىگويد : شافعيان را عقيده برآنست كه وقت باز مىگردد زيرا پيامبر ( ص ) سر در دامن على ( رضى اللَّه عنه ) گذارده ، خفت تا خورشيد غروب كرد وقتى بيدار شد على او را خبر داد كه نماز
هامش
( 1 ) به نام « رد المحتار على الدر المختار » شرح تنوير الابصار در فقه حنفيان