تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و در شرح همزيهء بوصيرى 121 در حديث « شق القمر » گويد : متناسب با اين معجزه ، معجزهء ردّ الشمس پيغمبر ( ص ) بعد از غروب حقيقى وقتى كه پيغمبر ( ص ) خوابيده بود . . مىباشد ( تا آنجا كه گويد ) پس خورشيد باز گشت تا على نماز عصر را به طور اداء بگذارد و اين كار از روى كرامت پيغمبر ( ص ) بود . و در صحت اين حديث اختلاف شده برخى آن را دروغ مىپندارند و پارهء عقيده به صحتش كه حق هم همين است ، دارند آنگاه تصريح كرده كه از دو روايت اسماء يكى صحيح و ديگرى حسن است . 33 - « ملا على قارى » متوفى 1014 در كتاب « مرقاة » شرح مشكوة 4 ر 287 گويد : امّا ردّ الشمس پيغمبر ( ص ) را اسماء روايت كرده ( آنگاه حديث را ذكر كرده ) و پس از ذكر كلام عسقلانى نامبرده گويد : از اينجا دانسته مىشود ردّ الشمس معنىاش ، تأخير خورشيد است . يعنى نزديك بود غروب كند پيغمبر آن را بازداشت كرد . و بدين ترتيب ايرادى كه پاره اى گرفته‌اند ( 1 ) كه : « اين از غفلت دروغساز است همين كه صورت فضيلتى را نگريسته ، توجه به فائده اش نكرده است نماز عصرى كه با غروب آفتاب قضاء شد بازگشت خورشيد آن را اداء نمىسازد » . خود به خود پاسخ داده مىشود ، با اينكه قضاء نشدن نماز را با بازگشت خورشيد مىتوان از خصوصيات و امتيازات دانست كه در كار معجزات تأثيرش را بيشتر مىكند و خداوند از حقيقت كارها آگاهتر است . و اگر بگويند اين امر با حديث صحيحى كه رسيده است : خورشيد بر احدى جز يوشع بازداشت نشده است . ( لم تحبس الشّمس على احد الَّا ليوشع ) پاسخ مىدهيم مقصود اينست كه خورشيد بر هيچ پيغمبرى غير از من باز نگشته مگر براى يوشع ( 2 ) .
هامش
( 1 ) اين ايراد از ابن جوزى است . ( 2 ) اين وجه جمع را گروهى از حافظان و بزرگان متذكر شده‌اند .