و ابى هريره و جابر انصارى و اسماء بنت عميس از طريق ابن منده طحاوى طبرانى ابن ابى شيبه ، عقيلى ، خطيب ، دولابى ، ابن شاهين و ابن عقده روايت كرده ، و قسمتى از رسالهء ابو الحسن فضلى را در حديث ذكر كرده و در جلد 1 ر 174 گفته است : گروهى از ائمه و حافظان تصريح به صحت حديث كردهاند .
و در « اللئالى » 1 ر 176 روايت را بدون ايراد در سندش از ابى ذر نقل كرده ، كه گفت : على روز شورى مىگفت : شما را به خدا سوگند آيا در بين شما كسى است كه براى او خورشيد باز گشته باشد ، جز من ، هنگاميكه رسول خدا خوابيد و سرش را در دامن من نهاد . . . ؟
و در « نشر العلمين » 13 بعد از ذكر كلام قرطبى نامبرده گويد :
من مىگويم كلام قرطبى در نهايت تحقيق است و استدلال او بر تجديد وقت به داستان باز گشت خورشيد در نهايت نيكوئى است از اين رو نماز على به صورت اداء انجام شده است و گرنه بازگشت خورشيد فائده اى بر آن مترتب نبود ، زيرا صحت قضاى نماز عصر ، بعد از غروب آفتاب است .
اين استدلال و استحسان را نيز در كتاب « التعظيم و المنّه » ص 8 آورده است .
28 - « نور الدين سمهودى » شافعى متوفى 911 كه شرح حالش را در 1 ر 215 متعرض شديم گويد : در وفاء الوفاء 2 ر 33 در ذكر مسجد الفضيخ معروف به مسجد الشمس : مجد گويد : نبايد كسى گمان كند اينجا همان مكانى است كه بعد از غروب خورشيد براى على ( رضى اللَّه عنه ) بازگشت زيرا اين كار در صهباء خيبر انجام شد . آنگاه حديث قاضى عياض و سخن طحاوى را نقل كرده و گويد : مجد مىگويد : اينجا شايسته تر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٣٠