را نيز اعتراف كرده است .
17 - اخطب الخطباء « خوارزمى » متوفى 568 يكى از شعراى غدير در قرن ششم كه شعرش و شرح حالش در جلد هشتم ميآيد ، حديث را در « المناقب » نقل كرده است .
18 - حافظ « ابو الفتح نطنزى » كه شرح حالش در 1 ر 188 همين كتاب بيان شده حديث را در كتاب خود « الخصائص العلويه » روايت كرده است .
19 - « ابو المظفر يوسف قز أوغلى » حنفى متوفى 654 در « التذكره » 30 آن را روايت كرده آنگاه به جدّ خود ابن جوزى در قضاوتى كه در زمينهء روايت داشته ايراد گرفته است .
قضاوت ابن جوزى اينست كه : حديث مجعول و روايت آن مضطرب مىباشد ، زيرا احمد بن داود ، فضيل بن مرزوق ، و عبد الرحمن بن شريك در اسناد روايتاند ، و متّهم اصلى ابن عقده است كه رافضى بوده .
اما ايراد ابو المظفر بر ابن جوزى ، خلاصه اش اين است كه : دليلى بر مجعول بودن روايت نداريم رواتى كه نامبرده شد اگر در آنها ايرادى باشد ، عين اين روايت از راويان مورد وثوق كه هيچگونه ايرادى نسبت به آنها نيست و نام بردگان هم در طريقش نيستند ، نقل كردهايم ، البته ابو هريره نيز همين حديث را نقل كرده كه ابن مردويه از او روايت مىكند ، شايد راويان نامبرده در طريق او باشند .
و اينكه جدّ من ، ابن عقده را متهم دانسته اين اتهام از روى گمان و ترديد است نه از روى قطع و يقين ، ابن عقده مشهور به عدالت است ، او فضائل اهل بيت را روايت مىكرد و بر آنها اكتفا مىنمود و چون متعرض مدح و ذمّ صحابه نمىشد او را به رفض نسبت دادهاند .
و مراد از ردّ الشمس باز داشت و توقف خورشيد از سير معمولى است نه باز
الغدير ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٥