تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
گوارا باد : پس سوره را بر او فرو خواند . اين تعبير گروهى از بزرگان نامبرده بود ، تعبيرهاى ديگرى در اين حديث رسيده كه از ايراد آنها صرف نظر مىكنيم . 9 - مىگويد : پيغمبر ( ص ) فرمود : اگر من كسى را به دوستى خود مىگرفتم ، در دوستى خود ابوبكر را بر مىگزيدم ولى او برادر من و مصاحب من است . و اين مطلبى است كه جز آن درست نيست اما برادرى على ، جز با سهل بن حنيف با دگر كس ، صحيح نيست . پاسخ - من نمىخواهم دربارهء حديثى كه عقيده به صحتش دارد ، ايرادات خود را مطرح سازم ، و يا در صدور آن ، مناقشه كنم ، يا ايرادى را كه عمر بن الخطاب به حديث « كتف و دواة » وارد ساخت ، بياورم زيرا كه هر دو حديث بر طبق گواه « صحيحين » در بيمارى وفات پيغمبر ( ص ) صادر شده است ؛ و نيز نمىخواهم ، سخن ابن ابى الحديد را در شرح نهج البلاغه 3 ر 17 كه گفته است : اين حديث مجعول است و طرفداران ابو بكر آن را در مقابل « حديث اخاء » ساخته‌اند - بگويم . من در مفاد حديث ، نيز بسط سخن نمىدهم . و آنچه را ابن قتيبه در تأويل مختلف الحديث 51 گفته ، نمىگويم . كلام ابن قتيبه چيست و از آن چه مستفاد مىشود ؟ او مىگويد مقصود از برادرى در اين حديث ، برادرى عمومى اسلامى است كه در اين آيه : « انّما المؤمنون اخوة » آمده است ، نظير روايتى كه از پيغمبر وارد شده كه به عمر فرمود : يا اخى اى برادر ( 1 ) و به زيد فرمود : أنت اخونا تو برادر مائى ( 2 ) ، و به اسامه فرمود : يا
هامش
( 1 ) رياض النضرة 2 ر 6 . ( 2 ) خصائص نسائى 19 .