خودم ، تو برادر منى ، و وارث علم من ، تو برادر منى ، و رفيق من ، تو برادر منى در دنيا و آخرت .
من هيچكدام از اين سخنان را نمىگويم ، ولى مىگويم تعجب از سبكسرى و جهالت است كه به انسان اجازه مىدهد بگويد : غير از حديثى كه من صحيح مىپندارم حديث ديگرى صحيح نيست ، در حالى كه او مفاد حديثش را ياد نمىداند يا مىداند و دوست مىدارد مسلمانان را دانسته به جهالت بكشد و حديثى را كه همهء امت اسلامى يك سخن آن را پذيرفتهاند و در صحاح و مسانيدشان آوردهاند ، بر گردد و آن را تخطئه كند .
آيا فريفتگى به چيزى اين طور آدمى را كور و كر مىكند ؟
آيا آدمى اين چنين ستمگر و نادان آفريده شده است ؟
برادرى به معنى خاص كه براى امير المؤمنين ثابت است يكى از امتيازات و افتخارات اوست و هر كس بعد از او آن را ادّعا كند بر طبق حديث صحيح كه ذيلا متعرض مىشويم ، كذّاب خواهد بود و اين برادرى بين ياران پيغمبر ، براى على مانند لقبى معروف بود كه در هر محفلى از آن ياد مىشد ، و گفتگوهاى اصحاب بدان فضيلت مشحون است و بارها بدان استدلال كرده و در اشعار معروفشان آن را گنجانيدهاند . اگر بخواهيم پراكندههاى اين موضوع را در يك جا ، گرد آوريم ، خود كتابى بزرگ خواهد شد و ما گزيدهء آن را در اينجا ايراد مىكنيم :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٩٩