تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
اخى ( 1 ) و در تعبير بخارى ، مسلم و ترمذى تفسير اين برادرى آمده است آنجا كه فرمود : لو كنت متّخذا خليلا لاتّخذت ابا بكر خليلا و لكن اخوّة الاسلام و مودّته . ( اگر كسى را بدوستى بر مىگزيدم ابوبكر بود ولى تنها برادرى و دوستى اسلامى است ) چنان كه منظور از دوستىاى كه نفى شده دوستى به معنى خاص است و گر نه دوستى عمومى كه به قول خداى تعالى : الأخلَّاء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ الَّا المتّقين ( 2 ) . همه جا ثابت است . از اين رو اين برادرى آن برادرى به معنى خاص نيست كه در روزهاى مواخات ( پيمان برادرى ) ( 3 ) بامر و وحى پروردگار بدان اشارت رفت و بر مبناى همشكلى و هم مانندى ميان هر دو نفر در درجات روانى صورت گرفته است ، آن برادرى خاصى بود كه ابابكر را با عمر ، و عثمان را با عبد الرحمن عوف ، و طلحه را با زبير ، و ابى عبيده جراح را با سالم مولى ابى حذيفه ، و ابى الدرداء را با سلمان ، و سعد بن ابى وقاص را با صهيب ، و ابى ذر را با مقداد بن عمرو ، و ابو ايوب انصارى را با عبد اللَّه بن سلام ، و اسامة را با هند حجّام النبى ، و معاوية را با حباب مجاشعى ، و فاطمه بنت النبى را با ام سلمة ، و عايشه را با زن ابو ايوب ، آئين برادرى افكند ( 4 ) و على را پيغمبر براى خودش ذخيره كرد در حالى كه مىگفت : سوگند به خدائى كه مرا به حق فرستاده برادرى تو را بتأخير نينداختم مگر براى
هامش
( 1 ) تاريخ ابن عساكر 6 ر 9 . ( 2 ) آيه 67 از سوره زخرف ( برادران در آن روز با هم دشمناند مگر پرهيزگاران ) . ( 3 ) پيمان برادرى دو نوبت : اولى قبل از هجرت و دومى بعد از آن به پنجماه اتفاق افتاده . ( 4 ) سيرهء ابن هشام ، تاريخ ابن عساكر 6 ر 90 ، 200 ، اسد الغابة 2 ر 22 ، مطالب السؤل 18 . ارشاد السارى قسطلانى 6 ر 227 ، شرح المواهب 1 ر 373 .