گذشته اش را كرده باشد و براى امر دينش قلبا با او بيعت كند و به حق باز گردد ، اين بيعت را بعد از شش ماه هم نمىكرد .
انصار ، مردم را به بيعت با سعد بن عباده مىخواندند ، و مهاجران به ابو بكر در اين ميان على رضى اللَّه عنه در خانه اش نشست ، نه سوى اين گروه گرائيد و نه سوى آن گروه ، كسى هم جز زبير بن عوام با او نبود ، زبير هم وقتى حق برايش روشن شد ، فورا بيعت كرده و على ماند تنها . ديگر كسى نبود به او تمايل نشان دهد .
پاسخ - من از تعرض اين موضوع خوددارى مىكنم ، و به اين دروغ شاخدار چهره نمىگشايم و با اين دغل بازىها و صورت سازىها رو در روى حقيقت كار ندارم و به مقابله با اين جنايتها ، نسبت به اسلام و تاريخ اسلام ، دست نمىزنم . فقط مىگويم اينها را كه خوانديد حالا ببينيد استاد « عبد الفتاح عبد المقصود » در كتاب الامام على بن ابيطالباش با بيانى فشرده و ناب چگونه پرده از روى حقايق بر مىدارد :
گروهى از مسلمانان زمانى در نهان و گاهى آشكارا انجمن كرده به نفع فرزند ابيطالب دعوت مىكردند به اين دليل كه او را براى تصدى امور مسلمين از ديگران برتر مىدانستند ، آنگاه اطراف خانه اش اجتماع كرده او را بنام ، فرياد مىكردند و او را دعوت مىنمودند از خانه خارج شود تا ميراث از دست رفته اش را ، از دست ديگران به او باز گردانند . . .
« در اين موقع مسلمانان به دو دسته تقسيم شده بودند گروهى به مخالفت با او پيمان بسته ، و جمعى آمادگى يارى او را داشتند . بدين ترتيب در مدينه دو حزب پديد آمد و ناگهان وحدت اسلامى نزديك بود از هم بگسلد و هيچكس جز خدا نمىدانست بعد از اين ، سرنوشت اسلام چه خواهد شد . . . در اين صورت آيا على مانند سعد بن عباده در نظر پسر خطاب ، شايستهء كشته شدن نبود تا فتنه فرو نشيند و دسته بنديها از بين برود ؟
الغدير ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٨٣