تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
كذب محض نبود خواننده را به نام شخص يا كتاب كسانى كه ازدواج با نه زن را جايز مىدانند ، واقف مىساخت ، ولى او نه چنين شخصى را مىشناسد ، نه كتابش را مىداند و نه گوشهايش چيزى دربارهء او شنيده است ، اين تنها كينه‌هاى ديرينه است كه او را وا مىدارد نسبتى را كه نميتواند به عموم شيعيان بدهد ، به پاره اى از آنها وارد آورد . چنان كه دوست مىداشتم قبل از اينكه سرى به بلاد شيعه بزند و بداند چگونه آنان قمرى مىكارند و پيوسته با برنج و گندم و بلغور مخلوط كرده ، ميخورند ، علماى شيعه و عوام آنها از بالا و پائين طبقات مختلف چنين مىكنند ، قبل از اين كار ، دربارهء « قمرى » چيزى نمىنوشت . گوش احدى نشنيده و به قلب هيچ كس خطور نكرده و از هيچ محدث يا مورخى يا اهل لغت و فرهنگى يا قصه گو و يا حتى سبزى فروشى نقل نشده است كه قمرى از خون حسين روئيده و قبلا نبوده است . با اين حال اگر او به بلاد شيعه سركشى كند ، و همهء اين مطالب را با چشم خود به بيند ، دست از دروغگوئيش بر نمىدارد ، زيرا او در صدد ايجاد نفرت و بدبينى نسبت به شيعه است و هيچكدام از اهل مذهبش هم با دروغهايش موافق نيستند . 5 - مىگويد : ما ديده‌ايم ، على رضى اللَّه عنه تا مدت شش ماه از بيعت خوددارى كرد و ابو بكر او را به بيعت خود مجبور نمىكرد تا او با كمال ميل و بدون اكراه و اجبار باز گشت ، و دست بيعت داد ( 1 ) . از اين جالبتر مىگويد : در اين شش ماهى كه على از بيعت با ابوبكر خوددارى نمود ، نه كسى از او در اين باره سؤالى كرد و نه او را به بيعت با ابوبكر مكلف و مجبور ساخت ، على در آن وقت بين مسلمانها مشغول كار خودش بود . اگر نه اين بود كه على بيعت با ابو بكر را حق تشخيص داده و مىخواست جبران كارهاى
هامش
( 1 ) الفصل 96 .