تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
همانا من عهده دار امور شما شده‌ام و حال آنكه بهتر از شما نيستم ؛ اگر به راه راست رفتم پيرويم كنيد ، و اگر دچار لغزش و انحراف شدم مرا به راه راست وا داريد . من نمىگويم كه بر شما فضيلتى دارم ؛ برترى من از جهت مسئوليتى است كه به عهده دارم ؛ و بعد ازين گفتار از انصار به نيكى ياد كرد و گفت : ما و شما اى گروه انصار مصداق اين شعريم :
جزى اللَّه عنّا جعفرا حين أزلقت بنا نعلنا في الواطئين فولَّت ابوا ان يملَّونا و لو انّ امّنا تلاقى الَّذى يلقون منّا لملَّت
خداوند جعفر را از سوى ما پاداش نيكى عنايت كند در آن هنگام كه پاى ما لغزيد و در بين راه روندگان كفش از پاى ما بدر رفت از سرزنش ما خوددارى كردند و اگر مادر ما آنچه را كه آنان از ما ديدند مشاهده مىكرد از ما رنجيده خاطر مىشد . در نتيجهء اين بيان ، انصار از ابو بكر دورى گزيدند و قريش هم از دست آنان خشمناك شدند ، به هم گرد آمدند و سخنرانانشان سخن راندند ؛ عمرو بن عاص بر ايشان وارد شد . به دو گفتند بر خيز و انصار را نكوهش كن ، برخاست و دهان به نكوهش انصار گشود . فضل بن عباس هم به پا خواست و سخنان آنان را رد نمود و نزد على ( ع ) رفت و حضرت را از قضيه مطلع نمود و شعرى كه انشاء كرده بود ، بازگو كرد . على ( ع ) خشمناك از منزل بيرون آمد و به مسجد رفت و از انصار به نيكى ياد فرمود و گفتار عمرو بن عاص را رد نمود ، انصار از اين جريان خوشحال شدند و گفتند : با سخنى كه على ( ع ) دربارهء ما فرمود از هيچ سخنى باك نداريم و جمله به نزد حسان بن ثابت رفتند و از او خواستند كه جواب فضل را بگويد . حسان گفت اگر به غير قافيه‌هاى او شعرى بسرايم او مرا رسوا مىكند ، انصار گفتند : ( 1 ) فقط
هامش
( 1 ) در شرح ابن ابى الحديد چنين است كه : خزيمة بن ثابت به حسان گفت : از على و خاندانش ياد كن كه تو را از هر چيز كفايت كند .