نزديكشان بود فرمودند بنويس : محمّد النبىّ اخى و صنوى ، تا آخر اشعار كه ترجمه اش گذشت .
و چون معاويه اشعار حضرت را خواند ، امر كرد كه از دسترس مردم شام دور نگه دارند ، مبادا به سوى حضرت متمايل گردند .
امت اسلامى ، صدور اين ابيات را حتمى دانسته و بر صحت آن همداستانند ، جز اينكه هر گروهى از اهل حديث ، آنچه را كه از اين اشعار منظورشان بوده مورد بحث و تحقيق قرار دادهاند . بدون اينكه كوچكترين ترديدى در صدور آن از حضرت ، ابراز دارند ؛ و به زودى خواهيم گفت كه اين قصيده از قصايد مشهور است و اغلب حفّاظ و راويان ثقه و آنان كه به دقت نظر موصوفند ، آن را روايت - نمودهاند .
و جمعى از بزرگان اهل سنت ، از بيهقى نقل كنند كه حفظ اين اشعار بر همهء مواليان على ( ع ) واجب است تا مفاخر آن حضرت را بدانند .
و امّا راويان اين اشعار از شيعيان عبارتند از :
1 - معلَّم امت اسلامى ، استاد ما ، شيخ مفيد ( در گذشتهء 413 ه - ق ) تمام قصيده را در ( الفصول المختاره ) ج 2 ص 78 روايت نموده و گويد : چگونه اين اشعار را انكار كنيم و حال اينكه به حدى مشهور است كه هيچگونه خلافى در آن ننمودهاند و چنان در بين مردم منتشر است كه عامهء مردم ، چه رسد به خاصه ، آن را نقل نمودهاند .
اين شعر ، مبين تقدّم على در ايمان است كه از روى معرفت و بينش عقلى و علم ، به حقانيّت اسلام اقرار نموده و همچنين تصريح به امامت آن حضرت بعد از رسول - اكرم ( ص ) دارد .
2 - شيخ ما ، كراجكى ( در گذشتهء 449 ه . ق ) در ( كنز الفوائد ) ص 122 .
3 - ابو على فتال نيشابورى در ( روضة الواعظين ) ص 76 .
4 - ابو منصور طبرسى ، كه يكى از مشايخ و اساتيد روايتى ابن شهر آشوب است در كتاب ( احتجاج ) ص 79 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٤٥