تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
( در روايت ابى يعلى ) چنين آمده است : كه پيامبر فرمود اى عمر دست از او بردار سوگند بخداوندى كه جان من در دست قدرت او است سخنان او از فرو رفتن تير بجان كفار سختتر و مشكلتر است ( 1 ) . حسان از جمله كسانى است كه به ترس معروفند . ابن اثير در كتاب « اسد الغابه » جلد دوم ص 6 گويد : حسان ترسوترين مردمان بود . و طواط در ص 355 كتاب « غرر الخصايص » او را از ترسوها برشمرده است و گويد : ابن قتيبه در كتاب « المعارف » نوشته است كه حسان با رسول خدا در هيچ جنگى شركت نكرد ، صفيه دختر عبد المطلب عمّه رسول اكرم گويد در روز جنگ خندق حسان در حصار فارغ با ما بود و بهمراه زنان و بچه‌ها از ترس دشمن بحصار پناه آورده بود ، مردى يهودى از كنار دژ و حصار عبور كرد و چندين مرتبه اطراف حصار گردش كرد ، بنو قريظه با مسلمين به جنگ پرداخته بودند و رابطهء آنان با پيغمبر اكرم قطع شده بود و كسى نبود كه از ما حمايت كند زيرا رسول خدا و مسلمانها با دشمن گلاويز بودند و اگر كسى به طرف ما مىآمد نمىتوانستند جايگاه جنگى خود را ترك نموده و براى حفظ و دفاع از ما بيايند ! صفيه گويد : من بحسان گفتم : به خدا قسم من ايمن نيستم از اينكه اين يهودى ياران خود را بسوى ما دلالت و رهبرى نمايد در حالتى كه رسول خدا هم سرگرم كارزار است ، پس تو از قلعه فرود آى و اين يهودى را بقتل برسان . حسان گفت : خدا تو را بيامرزد ( اى دختر عبد المطلب ) من شجاعتى ندارم . صفيه گويد : وقتى حسان چنين گفت و در او شجاعت و دليرى مشاهده نكردم چادر بر سر انداخته ( 2 ) و عمودى را برداشته و به طرف آن يهودى رفته و با عمود بفرقش
هامش
( 1 ) تاريخ ابن عساكر ص 391 جلد هفتم . ( 2 ) در اين نسخه اعتجرت است يعنى معجر بر سر انداختم ولى در نسخه سيرهء ابن هشام احتجزت مىباشد بمعنى كمر محكم بستن احتجزت المراة اى شدت وسطها . ابن هشام تا اينجا در سيره خود متذكر شده است در جلد سوم ص 246 و ابن عساكر در جلد چهارم تاريخش ص 140 و ابن اثير در اسد الغابه ج 2 ص 6 و عباسى در المعاهد ج 1 ص 74 . كلماتى را كه بين پرانتز قرار داده‌ايم از نسخه ابن هشام است .