خدا قسم كه تو مردم را همچون گوسفندان از جلوى خود مىرانى ( يعنى همچون شبان و يا گرگ گلهء گوسفند را رم مىدهد ) آيا عهدنامهاى از پيامبر خدا ( ص ) دارى و يا چيز ديگر ؟
در اين هنگام شخصى كه عهدهدار بيعت ( يعنى مسئول گرفتن بيعت از مردم براى امام ) است مىگويد : ساكت باش و گرنه گردنت را مىزنم ، آنگاه قائم مىفرمايد : اى فلان خاموش باش ، آرى به خدا سوگند من منشورى از رسول خدا ( ص ) با خود دارم ، اى فلان آن صندوقچه را بياور ، صندوق را نزد او مىآورد و امام منشور پيامبر ( ص ) را مىخواند در اين وقت مرد معترض مىگويد : فدايت شوم اجازه بده سرت را ببوسم امام سر را جلو مىبرد و او بين دو چشم وى را بوسه مىدهد باز مىگويد خدا مرا فداى تو گرداند دوباره با ما تجديد بيعت كن امام مجددا با آنها بيعت مىكند » « 1 »
بىترديد نشانهها و يا نشانهاى وجود دارد كه بوسيلهء آن ياران امام پى مىبرند كه آن نامه همان منشور معروف پيامبر ( ص ) است امّا درخواست مجدّد آنها براى تجديد بيعت با امام ( ع ) بدينجهت است كه ايراد و اعتراض آنها خود نوعى اخلال در بيعت محسوب مىشود ، ( از اينرو درخواست بيعت دوباره مىكنند )
* * * ممكن است برخى افراد ، مجازات و قتل و نابودى ستمگران از سوى امام ( ع ) را سنگدلى و افراط در كشتار تعبير كنند امّا در واقع آن كار مانند يك عمل جرّاحى است كه براى پاكسازى جامعهء اسلامى و ساير جوامع جهانى از لوث وجود سركشان و ستمپيشگان ضرورت دارد و بدون آن هرگز بساط ظلم برچيده نشده و عدالت حاكميت پيدا نمىكند و اگر امام ( ع ) با سياست ملايمت و گذشت با آنان رفتار نمايد هرگز ترفندها و توطئههاى جديد استكبارى كه ادامهء حياتشان به آنها بستگى دارد از بين نخواهد رفت . زيرا ستمگران در جامعههاى كنونى همچون شاخههاى خشكيده يك درخت ، بلكه مانند غدّهء سرطانى هستند كه بايستى براى نجات بيمار آن را ريشهكن نمود هرچند دشوار باشد .
و امّا آنچه موجب آرامش خاطر ترديدكنندگان در اين سياست مىگردد اين است كه امام عهدنامهء معروفى را از ناحيهء پيامبر ( ص ) با خود دارد و خداوند متعال به آن حضرت دانش
هامش
( 1 ) - بحار ج 53 ص 343 .