شتر سوارى را كه خبر را در عرفات بين حاجيان منتشر مىكند بقتل مىرسانند .
به نظر مىرسد ، خليفهاى كه خبر مرگ و يا كشته شدنش در روز عرفه اعلان مىشود ، همان عبد اللّه ياد شدهء در روايت گذشته است . و معنى جملهء « از بين رفتن سالها فرمانروائى و بوجود آمدن حكومت ماهها و روزها » اين است كه هرگاه بعد از او فرمانروايى را بر سر كار آورند ، حكومت او يكسال كامل دوام نمىيابد و پس از چند ماه و يا چند روز ، فرد ديگرى را منصوب مىكنند . تا اينكه ماجرا به ظهور حضرت مهدى ( ع ) منتهى مىشود . برخى از روايات ، علت كشته شدن او را قضيّهاى اخلاقى و قاتل وى را يكى از گماشتگان او قلمداد مىكند و اشاره مىكند كه وى به خارج از حجاز مىگريزد و چندين نفر از طرف حكومت به جستجوى او مىپردازند ، امّا قبل از بازگشت آنها ، كشمكش بر سر سلطنت بوجود مىآيد . از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« علت مرگ او اين است كه با يكى از خواجگان خود ازدواج مىكند و بعد دست به قتل او مىزند و چهل روز مرگ او را مخفى نگه مىدارد . وقتى كه سواران به جستجوى خواجه مىآيند ، نخستين كسى كه بيرون مىآيد تا آخرين نفر آنان ، باز نمىگردند و بدينگونه فرمانروائى آنها منقرض مىگردد . » « 1 »
رواياتى كه درگيرى بر سر تاج و تخت در حجاز را بعد از كشته شدن اين فرمانروا توصيف مىكند فراوان است . و اينك نمونههايى از آن را يادآور مىشويم ، بزنطى از حضرت رضا ( ع ) روايت مىكند كه حضرت فرمود :
« از جمله نشانههاى فرج ، حادثهاى است كه بين حرم مكه و مدينه رخ مىدهد ، پرسيدم :
آن حادثه چيست ؟ فرمود : تعصّب قبيلهاى بين دو حرم بوجود مىآيد و فلانى از خاندان فلان پانزده رئيس قبيله را بقتل مىرساند . » « 2 »
يعنى يكى از فرمانروايان و يا زمامداران حجاز ، پانزده شخصيت از نسل فرمانروا و يا پيشواى معروفى را بقتل مىرساند . از ابو بصير نقل شده كه گفت :
هامش
( 1 ) - كمال الدين صدوق ص 655 .
( 2 ) - بحار ج 52 ص 210 .