تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
ايرانيان مورد بحث ، بدتر از ساير ملّتها بوده‌اند ، بدليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفرآميز و برترىجوئىهاى ملى و نژادى بوده‌اند كه سرسپردگانى چون شاه و اربابان غربىاش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران ، بر همين روش پافشارى مىكردند . . . . . تا اينكه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران ، مسلمانان را در سطح جهان غافلگير كرد و قلبهاى غمگين آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرن‌هاى گذشته بىسابقه بود ، بلكه بالاتر ، آنان تصوّر چنين پيروزى را نداشتند . . اين سرور و خوشحالى همهء كشورها و ملتهاى مسلمان را دربر گرفت ، از جملهء مظاهر خوشحالى مردم ، اين بود كه همه‌جا صحبت از فضل و برترى ايرانيان و طرفداران سلمان فارسى بود ، بطور مثال ، يكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد ، عنوان و تيتر مجلهء تونسى ( شناخت ) بود كه در آن آمده بود : « پيامبر ( ص ) ايرانيان را جهت رهبرى امت اسلامى برمىگزيند » اين نوشته‌ها ، خاطرات ما را دربارهء ايرانيان تجديد كرد و دريافتيم رواياتى كه از پيامبر ( ص ) دربارهء آنان وارد شده است تنها مربوط به تاريخ گذشته آنها نبوده ، بلكه ارتباط به آينده نيز دارد . . . ما با مراجعه به منابع حديث و تفسير و بررسى روايات مربوط به ايرانيان ، به اين نتيجه رسيديم كه اين روايات و أخبار بيش از آنكه مربوط به گذشته باشد ، مربوط به آينده است و جالب اينكه اين گونه روايات در منابع حديث اهل سنت بيشتر از شيعه وجود دارد . چه مىتوان كرد ، زمانيكه در روايات مربوط به حضرت مهدى ( ع ) و زمينه‌سازى حكومت آن بزرگوار ، ايرانيان و يمنىها داراى سهم بسزائى بوده و كسانى هستند كه به مقام ايجاد زمينهء مناسب براى ظهور آن حضرت و شركت در نهضت وى نائل مىشوند . . و همچنين افراد شايسته‌اى از مصر و مؤمنانى حقيقى از شام و گروههايى از عراق . . نيز از اين فيض بهره‌مند مىشوند و همينطور ساير دوستداران آن حضرت كه در گوشه و كنار جهان اسلام پراكنده هستند ، از اين موهبت برخوردار مىشوند ، بلكه آنان از ياران ويژه و وزراء و مشاورين آن حضرت ارواحنا فداه مىباشند . ما اينك ، رواياتى را كه پيرامون ايرانيان بطور عموم وارد شده است مورد بررسى قرار داده و سپس به نقش آنان در زمان ظهور مىپردازيم . * * *
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 218 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عباس جلالى