در امنوامان بسر مىبرند بطوريكه در راههاى روى زمين مانند چهارپايان اهلى به چرا مىپردازند ، نور دانش در دلهاى مؤمنان افكنده مىشود ، بگونهاى كه هيچ مؤمنى نياز علمى ، به برادر دانشمند خود ندارد در آن روز آيهء « و خداوند بىنياز كند هركدام را از گشايش خود » مصداق پيدا مىكند . » « 1 »
ازايندو روايت چنين استفاده مىشود كه مصر در حكومت جهانى اسلام ، بدست حضرت مهدى ( ع ) پايگاه علمى و تبليغى شناخته شدهاى در جهان خواهد شد . . بويژه با توجه به عبارت « در مصر منبرى بنا خواهم كرد » و « آنگاه بسوى مصر روانه مىشوند و او بر منبر آنجا بالا مىرود » يعنى حضرت مهدى ( ع ) و يارانش راهى مصر مىشوند امّا نه براى فتح آنجا يا تثبيت حكومت حضرت در آنجا ، بلكه بدينجهت كه مصر از امام و يارانش ( ارواحنا فداهم ) استقبال مىكند ازاينرو آنجا را بهعنوان منبر و كرسى خطابهء خويش انتخاب نموده ، چنان كه جدّ بزرگوارش امير مؤمنان ( ع ) بدان وعده داده است و نيز براى اينكه پيام خود را از آنجا به اهل مصر و جهان متوجه نمايد . و اينكه مصر كرسى علم و پايگاه ارسال پيام آن حضرت به جهان مىباشد ، هيچگونه منافاتى با سطح علمى مسلمانان ندارد كه در آن زمان بدان دست مىيابند و اين روايت بر آن دلالت دارد ، زيرا دانش امرى نسبى است .
* * * از زمرهء اين روايات ، اين خبر است كه حضرت مهدى ( ع ) در دو هرم از اهرام مصر گنجينهها و ذخائرى از دانش و غير آن دارد ، كه روايت مربوط به آن ، در منابع درجهء اوّل ، مانند كتاب كمال الدين صدوق ( ره ) ص 5 - 564 آمده است . در روايتى از احمد بن محمد شعرانى كه از فرزندان عمّار ياسر ( ره ) مىباشد از محمد بن قاسم مصرى آمده است كه پسر احمد بن طولون ، هزار كارگر را يكسال به كار گماشت تا كاوش نموده و در هرم را بيابند ، سرانجام آنان به سنگى مرمرين برخوردند كه در پشت آن عمارتى بود كه نتوانستند آن را خراب كنند ، لكن كشيشى مسيحى از حبشه ، نوشتهء سنگ را كه به زبان يكى از فراعنه مصر بود خواند : « من اهرام و برّانى را ساختم و اين دو هرم را بنا كردم و گنجها و ذخائر خود را در آن به وديعت نهادم » ابن طولون گفت : « اين چيزى است كه هيچكس جز قائم
هامش
( 1 ) - بشارة الاسلام ص 71 .