البته ما ترجيح مىدهيم كه ورود نيروهاى غربى يا مغربى ، در پى حادثهاى است كه در مصر رخ مىدهد و موجب تحرّك آن مىگردد و به نظر مىرسد كه آن نيروها ضد اسلام و مخالف مصريها هستند كه سعى مىكنند داخل مصر شوند و چنانچه موفق شوند به مصر وارد گردند نشانهء خروج سفيانى در دمشق و تسلط او بر سرزمين شام خواهد بود . با توجه به اينكه سفيانى چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدى ( ع ) خروج مىكند ، آمدن اين نيروها در سال ظهور و يا نزديك به آن مىباشد .
برخى از روايات مىگويد : سفيانى با اهل مصر درگير مىشود و وارد آنجا مىگردد و چهار ماه دست به جنايت مىزند و احتمال قوىتر آنكه اين روايت از احاديث مبالغهآميز در مورد سفيانى است . زيرا در منابع درجهء يك اشارهاى به آن نشده است و بطوريكه بعضى از روايات مىگويد ، آن كسى كه سفيانى او را در دمشق بقتل مىرساند أبقع است كه اهل مصر است و يا با مصر رابطهاى دارد ، و اللّه العالم .
* * * روايت ديگرى در اين زمينه مىگويد : مهدى ( ع ) مصر را منبر ( پايگاه تبليغى ) خود قرار مىدهد و اين مطلب در روايت عبايهء اسدى از على ( ع ) چنين وارد شده است :
« شنيدم امير مؤمنان ( ع ) در حالى كه شكوائيه مىكرد ( در حال تكيه ) و من ايستاده بودم فرمود :
در مصر منبرى بنا كنم و دمشق را ويران سازم و يهود و نصارى را از تمام شهرهاى عربى بيرون مىكنم و با اين چوب عربها را مىرانم . عبايه گويد : گفتم : بگونهاى خبر مىدهى كه گويا پس از مرگ زنده مىشوى ؟ فرمود : بعيد است اى عبايه ، به خطا رفتى ! مردى از تبار من چنين مىكند . » « 1 »
و نيز از على ( ع ) در مورد حضرت مهدى ( ع ) و يارانش چنين وارد شده است :
« آنگاه ( مهدى و يارانش ) به سوى مصر رهسپار مىشوند و حضرت بر منبر آنجا بالا مىرود و مردم را مخاطب قرار داده و براى آنها سخن مىگويد ، زمين در اثر عدالت شاد و خرّم مىگردد و آسمان باران رحمت خود را فرومىبارد و درختان بارور مىشوند و زمين گياهان خود را بيرون داده و چهرهء خويش را با گل و گياه براى اهل زمين مىآرايد حيوانات وحشى
هامش
( 1 ) - بحار ج 53 ص 60 .