بههرحال ، روايات راجع به جنگهاى سفيانى در عراق بعد از فرورفتن لشكر او در منطقهء حجاز ، هرگونه كه باشد ، آنچه كه در آن ترديدى نيست اين است كه بعد از اين حادثه ، وارد مرحلهء عقبنشينى و شكست مىگردد . و تمام سعى او صرف حفظ و نگهدارى قلمرو حكومت خود يعنى سرزمين شام و نيز تقويت آخرين خط دفاعى فلسطين و قدس و آمادگى در برابر حملهء نيروهاى حضرت مهدى ( ع ) مىشود .
روايات ، در مورد جنگهاى سفيانى با حضرت مهدى ( ع ) و يارانش ، تنها به ذكر نبرد فتح بزرگ ، فتح قدس و آزادى فلسطين مىپردازد كه جنگ پايانى وى خواهد بود و به شكست همپيمانان يهودى و غربى وى مىانجامد .
سفيانى در نبرد فتح قدس
از روايات مربوط به اين نبرد بزرگ برمىآيد كه سفيانى ، خوشبختانه با مشكلات زيادى روبرو مىشود ، نخست ضعف در پايگاه مردمى او در سرزمين شام . . زيرا قدرت و موقعيت فرمانروائى او هر اندازه به نفع او باشد باز مردم خطّهء شام مسلمانند . . . و آنان معجزات و كرامات حضرت مهدى ( ع ) و شكستهاى ستمگر زمان خويش ، سفيانى ، و نوكرى او را به نفع دشمنان مسلمانان مشاهده مىكنند . . ازاينرو موج عشق به حضرت مهدى و دوستى و گرايش به آن حضرت قوّت مىگيرد و بيزارى و پراكندگى ، نسبت به سفيانى و سياستهاى وى بيشتر مىگردد .
بلكه احتمال بيشتر به عقيدهء من اين است كه نهضت گستردهء همهجانبه و مردمى هواداران حضرت مهدى ( ع ) در سوريه ، اردن ، لبنان و فلسطين برپا مىشود . . زيرا روايات خاطرنشان مىسازد كه مهدى ( ع ) با سپاه خود بسوى سرزمين شام لشكركشى مىكند و در « مرج عذراء » ناحيهاى در سىكيلومترى دمشق اردو مىزند . . اين امر دستكم دلالت دارد بر اينكه سفيانى از نگهدارى مرزهاى خود و از ايستادگى در برابر پيشروى سپاه حضرت مهدى ( ع ) عاجز است و حتى روايات مىگويد سفيانى دمشق ، پايتخت خود را تخليه مىكند و به داخل فلسطين باز مىگردد و پايتخت و يا مقرّ فرماندهى خود را در « منطقهء رمله » جايى كه نيروهاى روميان يا شورشيان رومى در آن فرود مىآيند ، انتخاب مىكند .
همچنين روايات مىگويد : كه حضرت مهدى ( ع ) در شروع نمودن نبرد درنگ