منطقهء قرقيسيا بطورى كه در معجم البلدان آمده ، شهر كوچكى است در نزديكى مدخل نهر خابور در رود فرات و امروز خرابههاى آن نزديك شهر « ديرزور » سوريه قرار دارد و نزديك مرزهاى سوريه - عراق است و به مرزهاى تركيه - سوريه نيز نسبتا نزديك مىباشد .
با وجود پيچيدگى و ابهام برخى از جوانب نبرد قرقيسيا ، همچون انگيزهء ايجاد آن و طرفهاى درگير آن غير از سفيانى و پايان آن . . روايات ، وقوع آن را به صراحت و قاطعيت بيان مىكند و با اوصاف بزرگى آن را وصف مىنمايد . مانند روايت ذيل كه از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« همانا خداوند ، در قرقيسيا سفرهء پر از طعامى دارد كه سروش آسمانى از آن خبر مىدهد و ندا مىكند اى پرندگان آسمان و اى درندگان زمين بشتابيد براى سير شدن از گوشت تن ستمگران » « 1 »
اينكه صحنهء نبرد قرقيسيا به خوان و سفرهء الهى توصيف شده از اين جهت است كه درگيرى ستمگران باهم و ضعيف كردن نيروهاى يكديگر از تقديرات خداوند متعال است كه به شكست آنها بدست حضرت مهدى ( ع ) كمك مىكند . ازاينرو سفيانى بعد از اين جنگ وارد عراق مىشود در حالى كه بخشى از نيروهاى خود را از دست داده است ، ايرانيان زمينهساز ، او را شكست مىدهند . . آنگاه حضرت مهدى ( ع ) با تركان كه پس از شكست سفيانيان در نبرد قرقيسيا طرف درگير در آن كارزار بودهاند . وارد نبرد مىشود .
چنان كه روايت اشاره مىكند ، عرصهء نبرد ، بيابان خشك و بىآب و گياه است و آنها اجساد كشتگان خود را دفن نمىكنند و يا قادر به دفن آنها نيستند ، ازاينرو پرندگان آسمان و درندگان زمينى از گوشت لاشههاى آنها شكم خود را سير مىكنند و اينكه سربازان كشته شده نيز ستمگرند زيرا كه آنها سربازان جبّاران و ستمپيشگان مىباشند . يا اينكه در ميان آنها شمار زيادى از افسران و فرماندهان ستمكار از دو طرف وجود دارد .
از امام باقر ( ع ) نقل شده كه فرمود :
« سپس سفيانى با ابقع روبرو مىشود و با يكديگر كارزار مىكنند ، سفيانى او و همراهانش و أصهب را به قتل مىرساند . آنگاه هيچ تصميمى جز حملهء به عراق ندارد سپاه
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 246 .