سازد ، آن را تنها به قيد معصوم بودن مقيد نموده است ، در مىيابيم كه بايد همواره تا روز قيامت در نسل و ذريهء حضرت ابراهيم عليه السلام كسانى يافت شوند كه شايستگى امامت را دارا باشند و اين مطلب با كلام خداوند عزوجل در آيه شريف :
« وَ جَعَلَهَا كلِمَةَ بَاقِيَةً في عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » ؛
و خداوند آن امامت را در نژاد وى ، سخنى جاويدان كرد ، باشد كه آنان بازگردند . « 1 » نيز تأكيد مىشود .
و از آنجا كه امامت ، عهدى الهى است امام نيزبايد از جانب خداوند عزوجل انتخاب شود و خداوند به اين مطلب كه رسالت خود را در اختيار چه كسى قرار دهد آگاهتر است . اين مطلب نيز مورد تأكيد آيات كريم قرآنى است چرا كه در آيات قرآن نصب امام عليه السلام مستقيماً به خداوند متعال نسبت داده شده و چنان كه در آيات سورهء زخرف و بقره و . . . ذكر كرديم اين كار به غير خدا نسبت داده نشده است . حال ، تحقق انتخاب الهى براى امامت يك شخص معين از چند راه اثبات مىشود : از راه نصّى كه از سرچشمههاى وحى - / قرآن و سنّت - / صادر شده باشد يا تصريح كسى كه امامت يا عصمت او به اثبات رسيده باشد و يا اينكه معجزات و كارهاى خارج عادت به دست او به ظهور برسد به گونهاى كه ادعاى امامتش را اثبات نمايد .
نتيجه مىگيريم كه امام زمان ما كه آيات سوره اسراء بر حتمى بودن وجود او دلالت دارد بايد هادى قوم خود و شاهد بر اعمال آنان باشد تا احتجاج به او بر قوم ، در قيامت صحيح باشد او همچنين بايد معصوم باشد و يا لااقل داراى
هامش
( 1 ) . زخرف / 28 ، همچنين ر . ك آيهء : « وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسحَقَ وَ يَعْقُوب وَ جَعَلْنَا فى ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتَب » واسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و در ميان فرزندانش پيامبرى و كتاب قرار داديم . عنكبوت / 27 .