بشارات با تصريحات روايات اسلامى مطابق و منسجم باشد مانعى از استدلال و استناد به آنها نمىباشد .
2 . به علاوه كه قرآن كريم خود بشارت بر پا شدن دولت الهى جهانى در آخرالزمان را داده است چنان كه بسيارى از آيات قرآن تصريح به وجود مهدى موعود و حتمى بودن غيبت او دارد ، چنان كه اين مطلب را در مبحث آينده توضيح خواهيم داد .
و اين نيز تصديق كنندهء مطالب بشارات دينهاى گذشته است . اين امر نشان از صدور محتواى آن بشارات از همان منبعى دارد كه قرآن كريم از آن صادر شده است در نتيجه مىتوانيم به صحت آن بشارات و عدم راهيابى تحريف در آنها حكم كنيم . در اين صورت مانعى از استناد به بشارات و احتجاج به آنها در محدوده مضامينى كه قرآن كريم آنها را تصديق مىكند نيست .
3 . بعضى از اين بشارتها نيز به واقعيت خارجى زنده و يا وقايع ثابتشده تاريخى اشاره داشته و مربوط است ؛ يعنى آنچه عملًا در تاريخ به وقوع پيوسته تصديق كنندهء آن بشارات است ، مثل بشاراتى كه به اين مطلب اشاره نموده كه مصلح جهانى دوازدهمين امام از نسل اسماعيل بوده و وى پسر برگزيده كنيزان است و ولادت او در سايه اوضاع سياسى سخت و تهديد كنندهء وجود مباركش مىباشد و خداوند او را حفظ نموده و تا روز موعود ظهور ، از ديدگان ستمگران غايب مىگرداند و امثال اين توصيفات همه و همه خبر از حوادثى ثابت و تاريخى دارد كه به شهادت تاريخ در برههاى از زمان به وقوع پيوسته و اين خود دليل ديگرى بر صحت اين بشارات دارد چرا كه از
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٣