استناد به بشارتهاى كتب اديان گذشته و مسأله تحريف
در اين جا دو مسأله باقى مىماند كه قبل از دست يا بى به نتايج حاصل از بحث بايد به آنها پرداخته شود .
مسأله اول : اولين مسأله ، بحث درباره اين مطلب است كه چگونه مىتوان در اثبات قضيه مهمى همچون تشخيص هويت مصلح جهانى و اثبات اين كه او حضرت مهدى فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام مىباشد و اثبات صحت اين عقيده و نسبت دادن آن به خداوند متعال ، به كتابهاى مقدّس ساير دينها استدلال نمود ؟ در حالى كه همه مسلمانان بر وقوع تحريف در اين كتابها اتفاق نظر دارند ؟
ما معتقديم جواب اين سؤال با اندكى تدبّر در جنبههاى اين موضوع به دست مىآيد و مىتوان آن را اين گونه خلاصه نمود :
1 . اثبات عقيدهء اهل بيت عليهم السلام در رابطه با مهدى منتظر عليه السلام مستند به بسيارى از براهين عقلى و آيات قرآن و احاديث صحيح و مورد اتفاق نبوى ، و واقعيات تاريخى سيرهء پيشوايان اهل بيت عليهم السلام مىباشد كه به تفصيل در كتابهاى عقايد كه به اين موضوع پرداختهاند آمده است . و استناد به بشاراتى كه در كتابهاى مقدس اديان آمده ، از باب دليل اضافى و يا شاهدى است كه براى تأييد آن دلايل و براهين مىآيد . پس اگر آن دليل اضافى از اساس باطل شود نتيجهء حاصل از آن ، ساقط و بى اساس نمىشود چرا كه اين عقيده بر ستونها و پايههاى ديگرى استوار است ، در عين حال مجالى براى اعتراض بر صحّت اين عقيده حتى با فرض بطلان بعضى از پايههاى آن به عنوان اعتقاد به تحريف كتابهاى آسمانى سابق باقى نمىماند .