پس انتظار دربر دارندهء حالتى قلبى است كه برخاسته از اصول اعتقادى شيعه است ؛ اعتقاد به حتميت ظهور مهدى موعود و تحقق اهداف ، و رسالتهاى انبيا و آمال و آرزوهاى بشريت به دست آن حضرت . اين حالت قلبى به انگيزش حركتهايى عملى نيز منجر مىشود كه حول محور آمادگى براى ظهور منتظَر دور مىزند . و از همين رو است كه احاديث شريف بر لزوم شناخت حضرت مهدى و حتميت ظهور آن حضرت تأكيد مىكند ؛ معرفتى صحيح و مستند به ادلهء اعتقادى .
بنا بر آنچه گذشت : « انتظار اگر همزمان داراى سه عنصر نباشد صادقانه نخواهد بود : عنصر عقيدتى ، عنصر روحى و عنصر رفتارى و بدون اين سه عنصر انتظار ديگر معنى صحيح ايمانى خويش را نخواهد داشت و به نوعى بىتوجهى خودخواهانه بدل خواهد گرديد كه بر همان منطق اصحاب حضرت موسى عليه السلام استوار است كه گفتند : « فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبِّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هاهُنَا قَاعِدوُن . . . » » ؛ « پس تو و پروردگارت برويد و بجنگيد كه ما اينجا به انتظار نشستهايم . . . » « 1 » و نتيجهء چنين اعتقادى تنها انتظار داشتن خير و خوبى براى بشريت ، اما بدون انجام هيچ عمل مثبتى است « 2 » .
از اين رو مىبينيم در رواياتى كه در بارهء انتظار بحث كردهاند بر اين نكته تأكيد كردهاند كه بايد شناخت حضرت مهدى عليه السلام در دل و جان مؤمنان رسوخ كند و به عنوان جلوهاى از انتظارِ مؤمنان ، ارتباط مستمر با آن وجود مقدس در نهاد آنان ريشه بدواند و در مقام عمل به ولايت آن حضرت معتقد گشته به شريعت كاملش چنگ زنند . و هر مؤمنى خود را به عنوان يكى از ياوران آن
هامش
( 1 ) . مائده / 24 .
( 2 ) . تاريخ الغيبة الكبرى / 342 .