به آن حضرت عرضه داشتم : اى مولاى من دعا كن تا من در اين راه ثابت قدم بمانم .
آن حضرت فرمودند : اگر خداوند به تو ثبات قدم عنايت نكرده بود مرا نمىديدى ، اكنون پيروزمندانه به سمت كار و مأموريت خود برو .
من در حالى كه بسيار حمد و سپاس خداوند متعال را به جاى مىآوردم از نزد آن حضرت خارج شدم » « 1 » .
از رواياتى كه درباره تشرف به ديدار آن حضرت در زمان غيبت صغرى وارد شده آشكار مىشود كه آن حضرت در خلال اين ديدارها به بر آوردن نيازهاى مؤمنين نيز مبادرت مىورزيده و در اين زمينه سنّت پدران پاك و بزرگوار خود عليهم السلام را ادامه مىداده است . چه اينكه آن حضرت در خلال همين ديدارها به توضيح بعضى از قضايا و مسائل عقيدتى مرتبط با غيبت كبرى پرداخته و راهنمايىهاى تربيتى و دعاهايى را در اختيار مؤمنان قرار مىداده كه از طريق سنّت روايت شده ، به غيبت آن بزرگوار مربوط بوده ، ارتباط مردم با آن حضرت را محكم نموده ، به دستاوردهايى كه به زودى خداوند متعال به آن حضرت عنايت خواهد كرد و در هنگام ظهور به دست آن حضرت محقق خواهد ساخت اشاره دارد .
چه اينكه از همين روايات استفاده مىشود ، بسيارى از مؤمنان در زمان غيبت صغرى در طلب ديدار و تشرف به محضر آن حضرت كوشش و سعى بسيار مىنمودهاند خصوصاً در موسم حج كه آن حضرت ، مطابق با روايات همه ساله در اين مراسم حضور پيدا مىنمايد « 2 » . بعضى از روايات نيز بر وقوع اين ديدار در موسم حج دلالت نموده است چه اينكه بعضى از مؤمنان براى
هامش
( 1 ) . تبصرةالولى / 197 .
( 2 ) . كافى 1 / 337 - / 339 ، غيبت نعمانى / 195 .