دلايل امامت آشكار مىشده است ؛ به گونهاى كه آنان را به ايمان به امامت آن حضرت راهنمايى نموده وجود و امامت آن بزرگوار را بر آنان ثابت مىكرده است ؛ اين مطلب همان است كه در ديدار با عيسى جوهرى كه در سال 268 هجرى قمرى در منطقه صابر در نزديك مدينه منوره با آن حضرت ملاقات نموده است به آن تصريح شده است ؛ آن جا كه آن حضرت در پايان ديدار و بعد از ارائه دلايل و براهين يقين آور در رابطه با هويتش به او فرمودهاند :
« يا عيسى ما كان لك أن تراني لولا المكذِّبون القائلون بأين هو ؟ ومتى كان ؟
وأين ولد ؟ و من رآه ؟ و ما الذي خرج إليكم منه ؟ وبأيِّ شيء نبّأكم ؟ وأيَّ معجز أتاكم ؟ أما واللَّه لقد دفعوا أمير المؤمنين مع مارووه وقدَّموا عليه ، وكادوه وقتلوه ، وكذلك آبائي عليهم السَّلام و لم يصدِّقوهم ونسبوهم إلى السحر وخدمة الجنِّ إلى ما تبيّن » ؛
اى عيسى اگر تكذيب كنندگانى كه همواره مىگويند او كجاست ؟ كى به وجود آمده ؟ كجا به دنيا آمده ؟ چه كسى او را ديده ؟ چه چيزى از جانب او به سوى شما آمده ؟ و او شما را به چه چيزى خبر داده ؟ و چه معجزهاى براى شما آورده است ؟ تو به ملاقات با من نايل نمىآمدى ، به خدا سوگند كه مردم ، با وجود روايات بسيارى كه در رابطه با اميرالمؤمنين عليه السلام از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده و حضرتش را مىشناختند ، آن بزرگوار را از مقام و منزلتى كه داشت دفع نموده و با آن حضرت مبارزه كرده و او را به قتل رساندند . همچنين ساير پدران من : به همين سرنوشت گرفتار آمده اين مردم آنان را تصديق نكردند و به آنها نسبت سحر و خدمت جن و غيره دادند كه بر همه آشكاراست .
اى عيسى اولياى ما را از آنچه كه ديدى با خبر گردان ، اما بر حذر باش كه اين خبر را به دشمنان ما نرسانى كه اين مقام از تو سلب خواهد گرديد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٠٦