تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
از افراد من نيز مانند او قصد ورود به آن اتاق را نمود اما به سرنوشت اولى دچار گرديد . من مبهوت ماندم و به صاحب خانه گفتم از خدا و از تو معذرت مىخواهم ، به خدا سوگند نمىدانم اين جا چه خبر است و من به نزد چه كسى آمده‌ام ؛ من به سوى خداوند توبه مىكنم . اما او هيچ اعتنايى به من و گفته‌هاى من نكرد و رعب و وحشت در دل ما خانه گزيد . ما او را ترك كرده و بازگشتيم . وقتى بازگشتيم معتضد به انتظار ما بود . وى حاجبان را بر در كاخ گمارده بود تا هر ساعتى از شبانه روز به آنجا رسيديم ما را به نزد او ببرند ، ما پاسى از شب گذشته به قصر معتضد رسيديم حاجبان در همان ساعت ما را به نزد او بردند معتضد جريان را از ما سؤال كرد و ما نيز مطلب را همان گونه كه بود براى او بازگو نموديم . معتضد فرياد برآورد واى بر شما آيا قبل از من كس ديگرى را ديده و اين جريان را برايش نقل نموده‌ايد ؟ ما انكار كرديم . معتضد قسم‌هاى شديد خورد و گفت : اگر اين مطلب را از كسى جز شما بشنوم گردن همه شما را خواهم زد ، ما نيز تا معتضد زنده بود جرأت نكرديم جريان را براى احدى نقل كنيم .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 192 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى