تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
متعال مورد حفاظت قرار مىگيرد با آنان به مقابله برخاسته است . در اين روايت چنين آمده است : « از « رُشيق » كه از اصحاب مادِرانى بوده روايت شده است كه گفت : معتضد عباسى كسى را به دنبال ما - / كه سى نفر بوديم - / فرستاد و دستور داد تا هر كدام از ما بر اسبى سوار شده اسب اضافه نيز با خود برداشته و مخفيانه خارج شويم . او به ما گفت : هر چه سريعتر خود را به سامرا برسانيد ، وى مشخصات محله و خانه‌اى را به ما داد و گفت : هنگامى كه به اين خانه رسيديد بر در خانه خادمى سياه پوست مىبينيد ، وقتى به اين خانه رسيديد به زور وارد شويد و هر كه را در آن خانه يافتيد سرش را براى من بياوريد ما به سامرا رسيديم و همان گونه كه او گفته بود خانه را يافتيم در دهليز آن خانه خادمى سياه پوستى ديديم كه لباسى را اصلاح مىكرد . ما از او در رابطه با صاحب خانه سؤال كرديم ، اما به خدا سوگند كه آن خادم هيچ اعتنايى به ما نكرد ما به حسب دستور به زور داخل خانه شديم و آن را خانه‌اى به شدت اسرار آميز يافتيم در مقابل در خانه پرده‌اى آويخته بود كه نفيس‌تر از آن نديده بودم گويا در آن وقت دست‌ها از آن كوتاه شده بود . ما در خانه كسى را نيافتيم پرده را بالا زديم . ناگاه در آن خانه در پشت پرده اتاقى بزرگ ديديم كه چون دريايى از آب بود در انتهاى آن اتاق بر فراز آب حصيرى يافتيم و مردى كه خوش چهره‌ترين مردان روزگار به شمار مىرفت بر روى آن حصير ايستاده و مشغول نماز بود و اصلًا اعتنا و التفاتى به ما نكرد . احمد بن عبدالله پيش رفت تا قدم در آن اتاق بگذارد اما در آب افتاد و نزديك بود غرق شود . او در آب دست و پا مىزد تا اين‌كه من دست پيش برده و او را از آب بيرون كشيدم . وى پس از آن بيهوش شد و مدتى بيهوش بود . دومين تن
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 191 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى