پيامبر اكرم باشد چرا كه مطابق اين حديث شريف هيچ زمانى از مصداق نص اين حديث شريف خالى نخواهد بود و از آنجا كه هيچ امام و پيشواى ظاهرى را در ميان جامعه جهانى نمىيابيم كه چنين ادعاى داشته باشد به ناچار بايد معتقد شويم كه چنين شخصى وجود دارد اما در پس پرده غيبت پنهان شده و در حال غيبت مأموريت خود و حفاظت از دين خدا را به انجام مىرساند تا بدين وسيله اين حديث شريف متفقٌ عليه نبوى را تصديق كرده باشيم و اين همان عقيدهء اهل بيت عليهم السلام در رابطه با حضرت مهدى و غيبت او است .
به اين مطلب ، روايات خلفاى دوازده گانه نيز اضافه مىشود . اين روايات تعداد جانشينان پيامبر اكرم را به اين معنى تا روز قيامت در عدد دوازده منحصر كرده است كه دربارهء دلالت آن روايات بر وجود و غيبت حضرت امام مهدى عليه السلام بحث كردهايم لذا مىتوان گفت : حديثِ خالى نبودن زمان از امام قريشى مىتواند تأكيدى بر دلالت آن احاديث باشد .
همين مطلب را مىتوان از احاديث وجوب شناختِ امامِ هر زمان و تبعيت از او - / كه نمونهاى از اين روايات گذشت - / دريافت ؛ آنجا كه تصريح مىكند :
كسى كه از شناخت امام زمان خود عاجز شده از طاعت او بيرون رود در روز قيامتهيچگونه حجتى نخواهد داشت ؛ لذا چارهاى جز اعتقاد به حتميت وجود چنين شخصى و امكان شناخت و پيروى از او باقى نمىماند در غير اين صورت ، احتجاج خداوند متعال بر كسانى كه از شناخت او غفلت ورزيدهاند معنى پيدا نمىكند زيرا چگونه ممكن است به كسى كه وجود ندارد احتجاج صورت پذيرد .
و از آنجا كه در اين حديث شريف به صورت مطلق امر به تبعيت و پيروى از چنين امامى شده است ، اين خود دليل بر عصمت او مىباشد . همچنين صدر حديث دلالت مىكند كه عدم شناخت اين امام و پيروى از او منجر به مرگ
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: منذر حكيم
ص١٣٨