غفلت ورزيدهاند و خلفاى بعد از معاويه را تا عمر بن عبدالعزيز وانهادهاند تا وى را به عنوان امام پنجم يا ششم معرفى كنند سپس خلفاى پس از او را وانهادهاند تا در ميان خلفاى اموى يا عباسى كسى را پيدا كنند كه به نظر آنها به صفات ذكر شده در حديث شريف نزديكتر باشد تازه بعد از همهء اين اقدامات نتوانستهاند عدد دوازده را كامل كنند . سيوطى كه از اين دسته دانشمندان است [ پس از ساختن يك ليست ده نفره ] مىگويد : دو نفر ديگر باقى مىمانند كه همه در انتظارشان هستند يكى مهدى موعود و ديگرى كه كسى او را نمىشناسد « 1 » ! !
اما اگر آنان ، اين حديث شريف را با واقع بينى مورد تدبر قرار داده و به معانى روشن آن - / كه به وضوح بر ائمهء دوازدهگانهء عترت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله انطباق داشته و با اعتقاد به غيبت امام دوازدهم مهدى موعود عليه السلام سلسلهء آنان تا روز قيامت نيز پيوسته خواهد ماند - / استناد مىنمودند هرگز در دام تأويلهاى بى مورد و بيراهههاى سرگردان كننده نمىافتادند ؛ خصوصاً اينكه مطابق اعتقاد اماميه حضرت مهدى عليه السلام در حال غيبت نيز با روشهايى مخفيانه مأموريت حفظ دين را به انجام مىرساند و همين مقدار در اتمام حجت خداوند بر بندگان به واسطهء آن وجود مقدس كفايت مىكند كه احاديث سابق و آنچه از اين پس خواهيم آورد بر همين مطلب دلالت دارند .
هامش
( 1 ) . اين نظريه قابل قبولتر از نظريات ديگر است ، ر . ك : شيخ محمود ابو ريّة ، اضواء على السنة المحمدية / 212 ، و شيخ لطف اللَّه صافى ، منتخب الاثر : پاورقى در بررسى اين نظريات و شيخ محمد حسن مظفر ، دلائل الصدق 2 / 315 به بعد ، و حكيم صدر الدين شيرازى ، شرح اصول كافى / 463 - / 470 از چاپ سنگى .