دعوت از مردم براى تمسك جستن به ايشان است در تعارض مىباشد .
چه ارتباطى در راه ، روش ، سمبل دين حق بودن و جانشينى واقعى رسول خدا صلى الله عليه و آله ميان حضرت على عليه السلام و معاويه يا ميان حضرت امام حسين عليه السلام و يزيد وجود دارد ؟ تا همهء آنها را از جانشينان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و مصداق ائمهء دوازدهگانهاى بدانيم كه دين خدا به وسيلهء آنان برپا مىشود ؟ چگونه مىتوان كلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را در توصيف امت پيروزمندِ برپا دارندهء دين خدا ، يا پيشوايان دوازدهگانهاى كه آنان را همواره بر حق و قيام كننده به فرمان خدا و جانشينان به حق رسول خدا خوانده است ، بر امثال يزيد بن معاويه و عبدالملك بن مروان تطبيق كرد كه سيره و روش زندگى آنان بهترين شاهد است كه آنان دورترين مردم از دانش دينى و سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بودهاند .
حال به بعضى از مصاديق ائمهء دوازدهگانه كه توسط دانشمندان مسلمان ارائه شده است توجه كنيد . البته با ذكر اين نكته كه آنان تنها در صدد تهيهء ليستى بودهاند كه از نظر زمانى اتصال زنجيرهء آن محفوظ باشد اما به ساير صفات و شرايط توجه نكردهاند . مضافاً به اين كه آنان از اين نكتهء اساسى نيز غفلت كردهاند كه احاديث شريف صراحتاً بر رسيدن زنجيرهء اين خلفا تا روز قيامت تأكيد كرده است . چرا كه مصاديق ارائه شده توسط آنان حد اكثر تا پايان دورهء امويان ادامه مىيابد « 1 » !
اما آن دسته از دانشمندان كه كوشيدهاند در مرتب كردن دوازده پيشوا صفات ديگر را نيز در نظر بگيرند از نكتهء مهم اتصال و به هم پيوستگى آنان
هامش
( 1 ) . اين نظريه عليرغم اينكه « ابن باز » در تعليقهاى كه بر سخن « شيخ عبدالمحسن العباد » در بارهء مهدى موعود كرده آن را ترجيح داده ، ضعيفترين نظريهء موجود ودورترين آنها از مضمون حديث شريف مىباشد . ر . ك : مجلهء « الجامعة الاسلامية » سال اول شمارهء سوم ، ذىالقعدهء 1388 هق .