مىباشند ، جانشين پيغمبر هستند ، اسلام به واسطه آنان عزيز مىماند ، دين به واسطه آنان بر پا مىشود ، سرپرست امت هستند ، گروهى از مردم از يارى آنها خوددارى مىكنند و گروهى ديگر از مردم با آنها دشمنى مىورزند . حال بايد هر يك از اين صفات را به تحقيق و بررسى بگذاريم .
معنى قريشى بودن يا انتساب به قريش واضح و آشكار است . بسيارى از مذاهب اسلامى بر اين مطلب كه قريشى بودن در پيشوا و خليفه شرط مىباشد اجماع دارند . اما اولين معنايى كه از صفت خليفه يا امير ، به ذهن مىرسد كسى است كه جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در امر رهبرى مسلمين است يا كسى كه امور حكومت مردم مسلمان را در دست مىگيرد ، آيا مراد از اين صفت كسانى هستند كه عملًا پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حكومت سياسى مسلمانان را در دست گرفتند ؟ !
روشن است كه نمىتوان وصف مذكور را بر اين معنى حمل نمود ، چرا كه روايات ديگرى هم هست كه در نزد برادران اهل سنّت صحّت آنها به اثبات رسيده و تصريح دارد كه خلافت به اين معنى بيش از سى سال پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله استمرار نمىيابد و پس از آن تبديل به سلطنت مىگردد ؛ چنان كه در صحيح بخارى و مسلم اين روايات آمده است « 1 » . و اين روايات مانع از حمل صفت مذكور بر افرادى كه ذكر شد مىگردد . در حالى كه حديث شريف صراحتاً به استمرار وجود اين دوازده تن تا روز قيامت دلالت مىكند پس نمىتوان در جستجوى مصاديق حديث شريف در ميان كسانى گشت كه عملًا پس از پيامبر حكومت را در دست داشتند .
هامش
( 1 ) . ر . ك معجم احاديث الامام المهدى 1 / 16 - / 38 .