تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ج - در فرض مسأله اگر از آخر محلى كه مبدأ حركت أو است تا به مقصد ، به مقدار مسافت باشد ولو بنحو تلفيق وبين محلات فاصله‌اى باشد ، اگر چه به مقدار حد ترخص وطورى باشد كه عرفا رفتن از اين محل به محل ديگر را مسافرت گويند نماز را قصر كند واگر صدق مسافر ، بر أو مشكوك است يا اين كه بين محلات فاصله نيست احتياطا جمع نمايد .
س 77 - در شمال غربى تهران ، در حدود سه كيلومترى بالاتر از بناهاى اصلى شهر ، ساختمان‌هائى مجزى از شهر احداث گرديده كه اسما جزء تهران ، محسوب مىگردد بنابر اين حد ترخص از آخرين نقطه‌اى كه اين ساختمان ها ديده مىشود محسوب مىگردد ويا اين كه بايستى اين ساختمان ها مجزى گردد ؟ . ج - اگر در نظر عرف ، تهران محسوب است حد ترخص ، جائى است كه آن ساختمان ها ديده نشود واگر در نظر مردم ، تهران محسوب نيست نظير شهر رى ، بايد مجزى شود .
س 78 - طي كردن مسافت ( 8 فرسخ ) يا مسافت ملفق به شرط اين كه رفتن ( 4 فرسخ ) يا بيشتر باشد در شهر تهران موجب شكسته شدن نماز مىباشد يا خير ؟ . ج - اگر از محل خود قصد رفتن به محل ديگرى در تهران نمايد كه فاصله بين دو محل چهار فرسخ يا زيادتر باشد وقصد أقامت ده روز در مقصد نداشته باشد احتياط واجب جمع بين قصر واتمام در نماز وگرفتن روزه وقضاى آنست .
س 79 - به فتواى حضرتعالى تهران از بلاد كبيره است يا نه ؟ ودر صورتي كه از بلاد كبيره باشد حد ترخص آن را از كجا بايد حساب كنيم ؟ . ج - ظاهرا تهران از بلاد كبيره است ولى احتياط واجب جمع بين قصر واتمام در بين حد ترخص محله وبلد است .
س 80 - يكى از شرائط قصر آنست كه مسافر به حد ترخص برسد اكنون شهري مانند تهران كه از شمال به جنوبش يعنى از دربند شميران تا حضرت عبد العظيم در حدود چهل كيلو متر يعنى قريب به هفت فرسنگ ساختمان متصل است وهمچنين از مشرق به مغرب آن در حدود سى كيلومتر ساختمان متصل مىباشد . در قديم ، بين تهران وحضرت عبد العظيم وشميرانات ونارمك وتهران
مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 219 | السيد الگلپايگاني