تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بودند با زبان خود آن‌ها سخن مىگفت . در ميان آنان غلامان ترك ، رومى و صقلبى وجود داشتند . من از اين امر در شگفت شده و در دل گفتم : او كه در مدينه متولّد شده و تا زمان وفات حضرت امام هادى عليه السّلام كسى او را نديده حال چگونه است كه اين توانايى از او به ظهور مىرسد ؟ من در اين افكار بودم كه آن حضرت رو به من كرده و فرمودند : خداوند متعال كه نامش بلندمرتبه باد حجّت خود را در ميان ساير خلايق متمايز ساخته و او را به همهء اشيا آشنا نموده ، معرفت و شناخت همه چيز را به او اعطا مىنمايد . همچنين همهء لغات را به حجّت خود اعطا نموده ، شناخت سبب كارها ، اجل‌هاى مردمان و حوادثى كه در طول زمان پيش مىآيد همه و همه را به حجّت خود مىدهد ، و اگر اين‌چنين نباشد ميان حجّت خداوند و آن كسانى كه حجّت براى آنان قرار داده شده است فرقى نخواهد بود « 1 » . 2 . حسن بن ظريف گويد : دو مسأله در دل من ايجاد شد كه قصد كردم آن دو را در نامه‌اى نوشته و به سوى حضرت امام حسن عسكرى بفرستم و از آن حضرت پاسخ بخواهم . نامه را نوشته و از آن حضرت دربارهء قائم پرسيدم كه آن هنگام كه قيام كند بر چه اساس قضاوت خواهد كرد ؟ و مكانى كه آن حضرت براى قضاوت در ميان مردم در آنجا مىنشيند كجاست ؟ و مىخواستم كه از آن حضرت چيزى هم دربارهء درمان تب نوبه ( تبى كه هر چهار روز يك بار عود مىكند ) بپرسم اما فراموش كردم كه در اين رابطه چيزى بنويسم . جواب از آن حضرت بدين‌گونه آمد كه : از اين مسأله سؤال كردى كه چون قائم در ميان مردم قيام نمايد بر چه اساس قضاوت مىكند . او در ميان مردم مانند داود پيامبر عليه السّلام به علم خود قضاوت مىكند و از بيّنه سؤال نمىكند . و مىخواستى دربارهء تب نوبه سؤال كنى و فراموش كردى . ورقه‌اى بردار و در آن
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 509 / 11 و به نقل از آن ارشاد 2 / 330 ، اعلام الورى 2 / 145 و به نقل از ارشاد كشف الغمّه 3 / 202 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 44 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى