و خداوند عزّ و جلّ هم كسى نيست كه هراسى از كسى داشته باشد بدانگونه كه تو به خاطر مال و جاه و جلال اشخاص از آنها مىترسى و به همين خاطر مقام نبوّت را به آنان نسبت مىدهى ، و خداوند از كسانى نيست كه در مال يا جاه و مقام كسى طمع داشته باشد چنانكه تو در مال و جاه و جلال آنان طمع كردهاى و نبوّت را به اين خاطر به آنان اختصاص مىدهى ، و خداوند متعال از كسانى نيست كه كسى را به خاطر هوى و هوس دوست داشته باشد چنانكه تو به خاطر محبت به آنان ، كسانى را كه مستحق پيش افتادن نيستند پيش انداختهاى در حالىكه تنها و تنها خداوند متعال براساس عدالت رفتار مىكند و جز براساس برترى در مراتب دينى و اطاعت و فرمانبردارى كسى را مقدم نداشته و جز به جهت سستى در مراتب دينى و فرمانبردارى كسى را از مقام و منزلتى محروم نمىدارد .
حال كه خداوند چنين است ، به مال و حال كسى توجّه نمىكند ، بلكه اين مال و حال و جايگاه خود تفضّل خدا به آنان است و احدى از بندگان خدا را ادعايى نيست ، پس هرگز نمىتوان به خداوند متعال گفت : اكنون از نظر مال بر فلان بنده تفضّل كردهاى پس بايد ناچار نبوّت را نيز به او تفضّل كنى ، زيرا كسى را نرسد كه خداوند متعال را بر خلاف مرادش مجبور نمايد و او را به اين دليل كه قبلا نعمت ديگرى را تفضّلى كرده است ملزم به تفضّلى ديگر نمايد .
اى عبد اللّه ، آيا نمىبينى كه خداوند متعال چگونه يكى را بىنياز كرده اما صورتش را زشت مىگرداند ، و چگونه كسى را زيبا مىكند اما در عوض ، او را فقير مىسازد ، چگونه كسى را شرافت مىدهد اما از نظر مالى او را فقير مىكند و چگونه كسى را پولدار مىنمايد اما از نظر حيثيت اجتماعى او را پست قرار مىدهد ، اما در عين حال ، آن غنى را نرسد كه بگويد : « خداوندا چرا به دارايى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٠٢