من زيبايى فلانى را اضافه نكردهاى ؟ » و يا زيبا را نرسد كه بگويد : « چرا به زيبايى من مال فلانى را اضافه نكردهاى ؟ » و شريف را نرسد كه به خداوند بگويد : « چرا به شرافت من مال فلانى را اضافه نكردهاى ؟ » ، و يا پست را نرسد كه به درگاه خداوند عرضه دارد : « خداوندا چرا به پستى من شرف فلانى را اضافه نكردهاى ؟ » ، چراكه حكومت به دست خداوند است و خداست كه آنگونه كه بخواهد رحمت خود را تقسيم مىنمايد و به هر صورت كه بخواهد عمل مىكند و خداوند متعال در آنچه مىكند حكيم است و در آنچه انجام مىدهد مورد ستايش واقع مىشود ، و اين كلام اوست كه فرمايد : ( و گفتند :
چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از [ آن ] دو شهر فرود نيامده است ؟ ) و فرموده است : ( آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ ) اى محمّد ( ما [ وسايل ] معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كردهايم ) .
پس خداوند متعال بدين وسيله يكايك ما را به هم نيازمند كرده است .
يكى را به مال ديگرى و آن ديگرى را به كالا يا خدمات اين محتاج مىكند ، در نتيجه مىبينى كه بالاترين پادشاهان و بىنيازترين بىنيازان به گونهاى ، نيازمند به فقيرترين فقرا مىشوند ؛ يا اين كالايى دارد كه آن ندارد و يا مثلا كارى است كه آن پادشاه از آن بىنياز نيست اما تنها از دست اين شخص برمىآيد ، يا بابى از ابواب دانش و حكمت است كه پادشاه براى استفاده كردن آن به اين فقير محتاج است ، در نتيجه ، اين فقير محتاج مال آن پادشاه بىنياز و آن پادشاه بىنياز محتاج دانش و معرفت اين فقير است .
سپس پادشاه را نسزد كه بگويد : « چرا علم اين فقير با مال من جمع نشده است ؟ » و فقير را نسزد كه بگويد : « چرا به رأى و علم من و آنچه از حكمت به آن آشنايى دارم ، اموال اين پادشاه بىنياز ضميمه نگرديده است ؟ » ، سپس
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٠٣