بهانههاى تو را قطع كرده راه مخالفت را بر تو مىبندد و با ادلّه و براهين الهى تو را مجبور مىكند كه او را تصديق كنى آنگونه كه هيچ حيله و راه فرارى نداشته باشى ، و از جمله پيشنهادات تو چيزى بود كه خود در خلال آن اعتراف كردى كه اهل عناد و لجبازى بوده ، متمرّد هستى و حجّت و برهان خدا را قبول نكرده ، به آن گوش نمىسپارى و كسى كه چنين باشد تنها چارهء او عذاب پروردگار كه در دوزخ از آسمان خدا نازل مىشود ، يا شمشير اولياى او نخواهد بود .
اما اى عبد اللّه در رابطه با اينكه گفتى : ( تا [ در اين مكّه كه داراى سنگها و صخرهها و كوههاست ] از زمين چشمهاى براى ما نجوشانى ، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد ) تا آن چشمه آن زمين را بروبد و حفر نمايد و در آن ، چشمهها و جوىهايى جارى كند كه ما به آن نيازمند هستيم ، تو اين را خواستى اما از فهم اسرار الهى جاهل و نادانى ، اى عبد اللّه ، آيا مىپندارى كه اگر من اين كار را انجام بدهم به اين خاطر پيامبر خواهم بود ؟ عبد اللّه پاسخ داد : نه .
پيامبر اكرم فرمودند : آيا تو در طائف باغهايى ندارى و آيا در آن باغها جاهايى نبوده كه از نظر زمين سخت و صعب و مشكل بوده تو آن را درست كرده ، زمينش را نرم كرده ، جوىهاى آن را روفتى و در آنها چشمهها جارى نموده و آن باغها را به ثمر رساندهاى ؟ عبد اللّه پاسخ داد : آرى چنين است . آن حضرت فرمودند : آيا كسان ديگرى نيز مانند تو دست به اين كار نزدهاند ؟
عبد اللّه پاسخ داد : چرا ، آن حضرت فرمودند : آيا تو و آنان به خاطر اين عمل ، پيغمبر شديد ؟ وى پاسخ داد : نه .
آن حضرت فرمودند : پس به همين دليل چنين كارى حجّت و برهانى براى نبوّت محمد نخواهد بود ، اين كلام تو مانند اين است كه بگويى ما به تو
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٠٥