واجب است ، اما به شرح و تفصيل به حق خدا و پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام معرفت ندارند ) .
سپس فرمود : و آمدهاى كه از ولى خدا دربارهء اعتقاد مفوّضه سؤال كنى . آنان دروغ مىگويند ، بلكه دلهاى ما ائمّه ، ظرفهايى براى خواست خداوند است . اگر خداوند بخواهد ما مىخواهيم و خداوند متعال نيز در قرآن مىفرمايد : ( و تا خدا نخواهد ، [ شما ] نخواهيد خواست ) « 1 » .
سپس حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام به من فرمودند :
حال كه حجّت خدا پس از من تو را به آنچه مىخواستى آگاه كرد ديگر براى چه نشستى ؟
من برخاسته و خارج شدم و ديگر حضرت امام زمان عليه السّلام را به چشم نديدم « 2 » .
حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام به هدايت پيروان اهل بيت عليهم السّلام و ارشاد آنان به راه حق ، به شدت مايل بوده ، همواره مسائل شبههبرانگيزى كه بر سر راه آنان پيدا مىشد را از بين برده و حل مىنمودند .
از محمّد بن عيّاش روايت شده است كه گفت : ما از نشانهها و معجزات امام عسكرى عليه السّلام سخن مىگفتيم كه فردى ناصبى گفت : اگر وى جواب نامهاى كه بدون مركّب نوشته شده باشد بدهد يقين مىكنم كه وى بر حق است . پس ما نامههايى نوشته و مسائلى را در آن نامهها مطرح كرديم و آن مرد نيز بدون مركّب بر روى ورقهاى نامهاى نوشت و آن ورقه را نيز در ميان نامهها قرار داد و ما آن نامهها را به سوى آن حضرت فرستاديم . آن حضرت به همهء نامهها پاسخ دادند و بر روى ورقهاى نام آن مرد و نام پدر و مادرش را نوشتند .
مرد با ديدن آن ورقه از هوش رفت . هنگامى كه آن مرد به هوش آمد معتقد به
هامش
( 1 ) . انسان / 30 .
( 2 ) . غيبت / 247 ، بحار الانوار 25 / 336 و 337 .