كردهاند و از آن حضرت تقاضا كردم تا براى اين مطلب دليلى ظاهر فرمايند ، آن حضرت در پاسخ نوشتند :
همانا خداوند متعال همواره صاحبان عقل سليم را مورد خطاب قرار داده است ، و هيچكس نشانهاى از جانب خداوند نياورده و يا دليلى بر دين خداوند اظهار ننموده كه از آيات و دلايل خاتم پيامبران و سرور مرسلين حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله بيشتر باشد ، اما مردم در برابر اين دلايل و براهين گفتند : وى كاهن و ساحر و دروغگو مىباشد . پس خداوند هركس را كه لياقت هدايت داشت هدايت نمود . اما نمىتوان منكر اين مطلب شد كه ادلّه و براهين ، بسيارى از مردم را آرامش مىبخشد . به همين دليل است كه هرگاه خداوند متعال به ما اجازهء سخن گفتن دهد سخن مىگوييم و هرگاه ما را از سخن منع نمايد سكوت مىكنيم . و اگر خداوند متعال ارادهء اظهار حق را نداشت پيامبران را بهعنوان بشارتدهنده و بيمدهنده مبعوث نمىكرد تا رسالت خود را در حالت ضعف و قوّت ، گاه با بانگى رسا و گاه به صورت سخنان عادى ، ابراز دارند تا بدين وسيله خداوند امر خود را كامل نمايد و مردم نيز در سطوح مختلف ، حكم خداوند را به مرحلهء اجرا گذارند . پس گروهى كه حق را يافته و راه نجات يافته ، به دستاويز حق متمسّك شده ، شاخهء ريشهدار و اصيل را دستاويز قرار داده ، شك و شبههاى در ايشان راه ندارد ، پناهگاهى جز ما نخواهد يافت .
اما طبقهاى كه حق را از اهل آن نگرفته باشند بسان كسانى هستند كه سوار بر كشتى شدهاند و هنگامى كه دريا موج مىزند آنان نيز به تلاطم درمىآيند و چون ساكن مىشود آنان نيز آرامش مىيابند . اما طبقهء ديگرى هستند كه شيطان بر آنان مسلط شده است . همهء همّت آنان اين است كه از روى حسدى كه در وجودشان لانه كرده ، اهل حق و حقيقت را ، از ايمان به كفر بازگردانند ، پس آنان را كه به راه چپ و راست مىروند واگذاريد ، چراكه اگر چوپان بخواهد گلّهء گوسفند خود را جمع كند اين كار را با آسانترين روش به انجام خواهد رساند .
در نامهء خود اختلاف مواليان ما را ذكر كرده بودى . پس اگر امر امامت به وصيت و نوشتن نامه انجام مىشود شكى نيست كه هركس در جايگاه حكم نشسته نسبت به آن ، از ديگران
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٨