تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نداده چيزى به تو بدهم ، و كنيزان را هم آزاد كرده و با آنان ازدواج نموده‌ام « 1 » . يكى از اصحاب حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در رابطه با گروهى كه بر حضرت موسى بن جعفر توقف مىكنند از آن حضرت سؤال كرده گفت : آيا من مىتوانم آنان را دوست بدارم ؟ يا بايد از آنان تبرّى بجويم ؟ آن حضرت در پاسخ وى نوشتند : هرگز براى عموى خود طلب آمرزش نكن . خدا او را نيامرزد . از او بيزارى بجوى . من نيز به نزد خدا از آنان بيزارى مىجويم . هرگز آنان را دوست مدار ، مريضانشان را عيادت نكن ، در تشييع جنازهء آن‌ها حاضر نشو و اگر كسى از آنان مرد بر جنازهء او نماز نخوان ، چه اين شخص امامى را كه از جانب خدا تعيين شده ، انكار كند يا امامى كه امامتش از جانب خدا تعيين نشده است را در ميان امامان اضافه نمايد يا خدا را منكر شود و يا بگويد خداوند ، از ميان سه خداوند سوّمين است . هركس امر آخرين ما را انكار كند گويا كه امر اوّلين ما را انكار كرده ، و هركس در ميان ما كسى را اضافه كند مانند كسى است كه از ميان ما كسى را كم كرده و امر ما را انكار نموده است « 2 » . با اين جوابى كه حضرت امام عسكرى عليه السّلام به سؤال‌كننده دادند تازه فهميد كه عموى او نيز از جماعت واقفيه بوده است . چنان‌كه از اين جواب قاطع ، موضع قاطع امام را در رابطه با اين جماعت كه به سگان باران‌ديده معروف بودند دريافت « 3 » . شيخ‌كشّى « رضوان اللّه عليه » از ابو على فارسى از ابراهيم بن عقبه روايت كند كه گفت : به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نوشتم : خداوند
هامش
( 1 ) . غيبت / 64 / 67 و به صورت خلاصه در رجال كشّى / 598 / 1120 كه در آن « با آن‌ها ازدواج كردم » نيامده است ، و در حديث 1117 آن آمده است وى سپس توبه كرده و مال را براى امام رضا عليه السّلام فرستاد . همچنين در حديث 1118 آن كتاب آمده است وى پس از آن ساكن كوفه سپس ساكن حيره شد و در آنجا از دنيا رفت . ( 2 ) . كشف الغمّه 3 / 319 . ( 3 ) . اين اصطلاح كنايه از اين است كه خباثت اين گروه به هركس با آنان ارتباط پيدا كند سرايت مىكند مانند نجاست سگ كه در روز بارانى امكان سرايتش بيشتر مىشود .