تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
حضرت امام هادى عليه السّلام به امامت برسد . در اينجا پيش از آن‌كه چيزى بگويم حضرت امام هادى عليه السّلام رو به من كرده فرمودند : آرى اى ابو هاشم ، بعد از ابو جعفر براى خداوند متعال دربارهء ابو محمّد بداء حاصل گرديد تا امرى را در وى آشكار كند كه هيچ‌كس آن را در وى نمىشناخت ، هم‌چنان كه در حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام نيز بعد از درگذشت اسماعيل براى او بداء روى داد كه كشف از حال او نمود ، اگرچه باطل‌پويان آن را ناخوش دارند و اين همان فكرى بود كه تو مىكردى ، و بدان‌كه پسرم ابو محمّد جانشين من است و علم آنچه را كه به آن نياز داشته باشد و وسايل امامت در نزد او موجود مىباشد . روشن است كه مسألهء بداء و نسبت آن به ذات خداوند بالنسبه به آنچه در تصورات سؤال‌كننده مىگذشت بوده و در علم غيب خداوند خللى ايجاد نمىكند چراكه اين مردم بودند كه از روى تصورات ذهنى خود ابو جعفر محمد را پس از امام هادى عليه السّلام شايستهء مقام امامت مىدانستند اما در علم خداوندى مسألهء به گونهء ديگرى بوده و خداوند متعال مشيت خود را با مرگ محمد آشكار فرمود كه امام آن كسى كه مردم اميد به او داشتند نيست . به علاوه اين‌كه نه در اين‌روايت و نه در روايات ديگر هيچ قرينه‌اى بر اين‌كه امام هادى عليه السّلام يا هر امام ديگرى معتقد به امامت كسى غير از امام حسن عسكرى عليه السّلام بعد از امام هادى عليه السّلام بوده باشد وجود ندارد . روايت يازدهم به ابو بكر فهفكى منتهى مىشود كه گفت : حضرت امام هادى عليه السّلام نامه‌اى به من نوشتند كه در آن آمده بود : پس از من پسرم ابو محمّد ، در ميان آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله ذاتا خيرخواهترين فرد براى امت اسلام ، و داراى محكمترين دلايل و براهين است . وى بزرگترين فرزند من است و حلقه‌هاى سلسلهء امامت و احكام آن به او مىرسد . از اين پس هرچه را تاكنون از من سؤال مىكردى از او سؤال كن . چراكه در نزد او آنچه را كه به آن احتياج پيدا شود موجود است .