كه بر من نماز مىگذارد » و ما پيش از آن ، حضرت ابو محمّد عليه السّلام يعنى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را نمىشناختيم . اصفهانى گويد : ناگهان ديديم وى از منزل خارج شده و بر حضرت امام هادى عليه السّلام نماز گذارد .
نكتهء قابل توجّه در اينروايت اين است كه چون راوى امام حسن عسكرى عليه السّلام را به گونهء خاص نمىشناخت امام عليه السّلام علامت خاصى به او دادند كه هيچ گونه اشتباه و شكى در آن راه پيدا نمىكند .
در روايت سيزدهم از اين باب آمده است كه : داود بن قاسم گفت : از حضرت امام هادى عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
جانشين پس از من حسن است ، پس چگونه خواهيد بود با جانشين جانشين من ؟
عرضه داشتم : خداوند مرا قربان شما گرداند ، به چه دليل ؟
آن حضرت فرمودند :
زيرا شما او را به شخصه نمىبينيد و براى شما حلال نيست كه نام او را بر زبان آوريد .
عرض كردم : پس چگونه از او ياد كنيم ؟ آن حضرت فرمودند : « بگوييد :
حجّت آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله » .
اينروايت به مجموعهاى از مسائل كه مربوط به كيفيت برخورد با امام در شرايط سخت بوده و اقتضاى پنهانكارى شديد در ابلاغ امور به دوستان و شيعيان را دارد اشاره كرده است . همچنين از اينروايت برمىآيد كه آن حضرت به اين مطلب اشاره دارند كه بعد از ايشان شرايط زمانى و مكانى بسيار شديدتر و بحرانىتر خواهد گرديد ، تا جايى كه كار شيعه بدانجا برسد كه نتوانند امام و حجّت خدا بر خود را ببينند و ياد كردن از او او به نام برايشان حلال نباشد و مجبور باشند با اشاره و كنايهء كلى از او ياد كنند . اينروايت به آماده كردن و پرورش نفوس شيعيان براى پذيرش اوضاع جديد مىپردازد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٧