اين فروپاشى به معنى سقوط دولت و انقلاب و تنها ماندن امت است ، كه اين امت نيز در عين تدين به اسلام ، ايمان به آن و تعامل با آن ، به دليل تسلسل حوادث محكوم به فروپاشى خواهد بود چراكه امت اسلام مدت بسيار كمى را با اسلام صحيح به سر برده بود ، - همان زمان كمى كه شخص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عهدهدار امر رهبرى انقلاب بود - و پس از آن امت با انقلابى منحرف زندگى كرد ، انحرافى كه نگذاشت تا اسلام در عمق زندگى جامعه نفوذ كرده و آنان را در قبال عقيدهء خود مسئول سازد ، و نگذاشت تا اسلام با دادن فرهنگ خود به جامعه آن را در برابر فرهنگهاى بيگانه ايمن كرده و عدم فروپاشى آن را در برابر فرهنگها ، حملات و افكار جديدى كه حملهكنندگان به شهرهاى اسلام وارد مىكردند تضمين نمايد .
امت نيز در پى از دست دادن انقلاب ، دولت و فرهنگ ، خورد شدن شخصيت ، درهم شكسته شدن اراده و بسته شدن دستانش توسط حكومتهايى كه زمامداران اين انقلاب منحرف بودند و در نتيجه فقدان روح واقعى خود ديگر خود را بهتنهايى قادر به مقاومت نمىديد چراكه اين حكومتها امت را در برابر حكومتهاى جابرانهء خود به كرنش وادار كرده بودند .
طبيعى است كه چنين امتى در چالش با جريان كفرآميزى كه به جنگ با او آمده از هم بپاشد و بهزودى امت ، رسالت و عقيدهء اسلامى يك جا ذوب شود و پس از دوران درخشانى كه بر صحنهء تاريخ به عنوان يك حقيقت زنده مطرح بود از آن صفحه محو شده و جز خاطرهاى چيزى از آن باقى نماند و اين پايان كار اسلام بود « 1 » .
اگر نقش ائمهء معصومين را كه وظيفهء خطير حراست از انقلاب ، دولت ،
هامش
( 1 ) . ر . ك / اهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف / 127 - 129 .