ساخته ، پرداخته و پرورش داده باشد ، تا بدينوسيله اين رهبرى جايگزين ، بتواند در طول زمان و در مدّتى كه طبيعتا براى چنين كارى لازم است عمليات تغيير فراگير جامعهء انسانى را ادامه داده ، تا آنجا پيش برود كه رسالت اسلام به اهداف خود برسد . اهدافى خداوند متعال كه از پس فرستادن پيامبران و ارائهء برنامهء كامل الهى براى زندگى بشر آن را تعقيب مىكرده است .
پيامدها و خطراتى كه فرآيند تغيير فراگير را تهديد مىكرد
اسلام يك نظريهء بشرى نبود تا حدود فكرى و تبلور مفاهيم آن از راه تمرين و تجربه به دست آمده باشد بلكه اسلام رسالتى الهى است كه در آن حدود احكام و مفاهيم ، از پيش مشخص شده و با تشريعات عامّى كه از جانب خدا آمده از هرآنچه در نظريههاى مشابه محتاج تجربه مىباشد ، بىنياز گشته است ، بنابراين ، رهبرى چنين جريانى مستلزم دريافت كامل و مفصل رسالت الهى ، و شناخت كامل از همهء احكام و مفاهيم آن مىباشد ، در غير اين صورت رهبر نظام محتاج الهام گرفتن از پيشفرضهاى ذهنى و فهم ارتكازى سابق خود خواهد بود كه سرانجامى جز شكست اين انقلاب فكرى نخواهد داشت .
به خصوص كه اسلام به عنوان آخرين دين آسمانى ، مىبايست همواره در طول زمان پيشرفته و همهء مرزهاى زمانى ، جغرافيايى و قومى را درنوردد ، و چنين هدف بلندى ، به حاكم اسلامى - به عنوان ركن اساسى انقلاب - اجازهء در پيش گرفتن روش تجربه و خطا را نمىدهد روش پراشتباهى كه در اندك مدت چنان رخنهاى در انقلاب ايجاد مىكند كه آن را با سقوط مواجه خواهد ساخت « 1 » .
حوادثى كه پس از وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وقوع پيوست دليل محكمى بر
هامش
( 1 ) . بحث حول الولاية / 57 - 58 .