اين مدعا است كه آثار آن با تصدى امر رهبرى بهوسيلهء نسلى از مهاجرين كه توسط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى اين كار برگزيده نشده ، صلاحيت و قابليت آن را نداشتند در كمتر از نيمقرن آشكار گشت .
هنوز بيست و پنج سال از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نگذشته بود كه هزيمت و شكست خلافت راشده در برابر ضربات شديدى كه از جانب دشمنان رو در روى اسلام بر آنان وارد مىآمد آشكار گشته ، دشمنان توانستند به صورت پنهان به مراكز قدرت نظام نفوذ كرده آن را ناكارآمد ساخته ، به زور و با كمال وقاحت ، رهبرى نظام را تصاحب كرده امت اسلام و نسل پيشگام آن را مجبور به دست برداشتن از رهبرى و شخصيت خود نموده ، پيشوايى اسلامى را به حكومتى موروثى تبديل كردند كه جز ناچيز شمردن ارزشها ، كشتار بىگناهان ، جلوگيرى از حدود الهى ، خشكاندن احكام و بازى با سرنوشت مردم كارى نداشت ، در چنين شرايطى بيت المال مسلمانان به صورت املاك شخصى قريش درآمده ، خلافت به توپى بدل شد تا كودكان بنى اميّه با آن بازى كنند « 1 » .
عوامل افزايش انحراف در رهبرى اسلامى
امت اسلام پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در راه انقلابىاى كه او براى مردم و جامعهء اسلامى گشود ، با انحراف خطرناكى مواجه شدند ، اين انحراف در عرصهء سياست و اجتماع - چنانكه طبيعت اشيا حكم مىكند - به مرور زمان رفته رفته توسعه مىيافت تا عميق و عميقتر شود چراكه شروع انحراف دانهاى را ماند كه در زمين كاشته مىشود و ذرهذره رشد كرده سر از خاك بهدر مىآورد ، هرمرحله از انحراف كه به وقوع مىپيوندد زمينهساز مرحلهاى فراختر است .
هامش
( 1 ) . بحث حول الولاية / 60 - 61 .