امّا راهى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى عمليات تغيير ريشهاى كه در جامعهء بشرى در پيش داشت ، راه كوتاهى نبود كه بتوان در خلال يك يا دو دهه از زمان آن را به انجام رساند . بلكه اين راه به ميزان فاصلهء معنوى ميان جاهليت و اسلام ، دور و ممتد مىنمود .
اينگونه بود كه مىبينيم آنچه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين برههء محدود زمانى محقّق نمود براى بركندن همهء ريشههاى جاهلى از ميان همهء فرزندان نسل اوّل اسلام و رساندن آنها به آن درجهء از بيدارى و واقعگرايى و رها كردن خود از همهء رسوبهاى گذشتهء جاهلى آنگونه كه اين نسل را شايستهء پايدارى در خطّ رسالت و ادامهء آن كند ، كافى نبود .
نگاهى كوتاه به حوادث تلخى كه پس از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روى داد و مناقشات و درگيرىهاى صحابهء پيامبر اكرم كه تاريخنويسان در منابعى كه اكنون به دست ما رسيده است آنها را ثبت و ضبط كردهاند كافى است تا شاهدى بر اين مطلب باشد كه نسل صحابه به آن درجه از كفايت مطلوب نرسيده بودند تا بتوانند در رسالت بزرگ الهى و انسانى پيامبر اكرم جانشين شايستهاى براى آن حضرت باشند .
به همين دليل منطق همهء كارهاى تغيير فرهنگى ، حكم مىكرد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تجربهء پيشرو و پيشگام خود را از همهء عوامل ضعف و فروپاشى مصون و محفوظ بدارد . چراكه آن حضرت مىخواستند اين قيام و نهضت جهانى و بشرى جاويد و پايدار بماند . زيرا كه آن حضرت اعلام كرده بود آخرين پيامبر خدا است و پس از او ديگر پيامبرى نخواهد آمد . رسيدن به اين مهم و دست يافتن به اين مصونيّت راهى جز اين نداشت كه ادارهء امور نهضت و جانشينى خود را در رهبرى اين قيام و نهضت به رهبرى از هرنظر شايسته و معصوم بسپارد كه او را به دست خود و بدانگونه كه مىخواست و سزاوار بود
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٢